خواندن: ادامهی مسیر (B1 تا B2)
خواندن B1: ستون نظر؛ نظر نویسنده و دلیلهایش
Reading: an opinion column (the writer's view and reasons)
یک ستون نظر کوتاه دربارهی نبودن نیمکت در شهر را بخوان. یاد میگیری با کلمههای نشانه (in my view، clearly، unfortunately، however) نظر خود نویسنده را از نظر دیگران جدا کنی و به سؤالهای YES / NO / NOT GIVEN دربارهی دیدگاه او جواب بدهی.
گام ۱ از ۵
نظر نویسنده را با کلمههای نشانه پیدا کن
در ستون نظر (opinion column) نویسنده فقط خبر نمیدهد، قضاوت هم میکند. نظر او با چند نشانه معلوم میشود: عبارتهای مستقیم (In my view، I believe، personally، I would argue)، قیدهایی که احساس یا قاطعیت نشان میدهند (unfortunately، clearly، surely) و فعلهای توصیه (should، ought to). یک بار متن را فقط برای پیدا کردن این نشانهها بخوان.
- Personally, I find the new timetable confusing.من شخصاً برنامهی جدید را گیجکننده میدانم. (نظر خود نویسنده)
- Unfortunately, the museum closes at four.متأسفانه موزه ساعت چهار بسته میشود. (واقعیت + احساس نویسنده نسبت به آن)
گام ۲ از ۵
نشانهها و کارشان
| Signal | Job | Example |
|---|---|---|
| In my view / I would argue / personally | نظر خود نویسنده | I would argue that parks matter more than car parks. |
| clearly / surely / obviously | نویسنده نظرش را بدیهی نشان میدهد | Clearly, the old system did not work. |
| unfortunately / sadly / luckily | احساس نویسنده نسبت به یک واقعیت | Luckily, the rain stopped before the match. |
| however / but / although | تضاد؛ نظر اصلی اغلب بعد از آن میآید | Many people disagree. However, I think they are wrong. |
| the council says / critics claim / some people argue | نظر دیگران، نه الزاماً نظر نویسنده | Critics claim the plan costs too much. |
گام ۳ از ۵
نظر نویسنده یا نظر دیگران؟
نویسندهی ستون اغلب اول نظر دیگران را میآورد و بعد جوابش را میدهد. قبل از جواب دادن بپرس: «چه کسی این را فکر میکند؟» اگر جمله با The council says، Critics claim، Some people argue یا According to شروع شده، نظر آنهاست. نظر واقعی نویسنده معمولاً بعد از however، but یا In my view میآید. الگوی رایج این است: «بعضیها میگویند X. ولی من فکر میکنم Y.»
- Some people say children spend too long online. I think the real problem is what they do there.بعضی میگویند بچهها زیاد آنلایناند. من فکر میکنم مشکل واقعی کاری است که آنجا میکنند. (نظر نویسنده: جملهی دوم)
گام ۴ از ۵
سؤالهای YES / NO / NOT GIVEN دربارهی نظر نویسنده
YES: نویسنده همین را میگوید یا قبول دارد. NO: نویسنده خلافش را میگوید. NOT GIVEN: نویسنده دربارهاش حرفی نزده، حتی اگر خودت فکر کنی احتمالاً موافق است. فقط به نظر نویسنده نگاه کن، نه به نظر دیگران و نه به واقعیتهای جدا از او.
- Text: Personally, I find the new library too noisy, but the staff are wonderful.متن: من شخصاً کتابخانهی جدید را بیش از حد پرسروصدا میدانم، ولی کارکنانش فوقالعادهاند.
- The writer likes the library staff. → YESنویسنده از کارکنان خوشش میآید ← YES
- The writer finds the library peaceful. → NOنویسنده کتابخانه را آرام میداند ← NO؛ او گفته پرسروصدا است.
- The writer thinks the library should open on Sundays. → NOT GIVENنویسنده فکر میکند کتابخانه یکشنبهها باید باز باشد ← NOT GIVEN؛ چنین نظری نداده.
گام ۵ از ۵
دام فارسیزبانها: «به نظر من» و فعلهای گزارشی
۱. «به نظر من» میشود In my view یا In my opinion. عبارت According to… معمولاً برای نظر یا گفتهی دیگران است (According to the council…)، پس وقتی در متن میبینیاش، نشانهی نظر دیگران است. ۲. وقتی نظر نویسنده را گزارش میکنی، فعل حال ساده -s میگیرد: The writer believes / argues / suggests، نه The writer believe. ۳. کلمهی مشترک بین جمله و متن دلیل YES نیست؛ ببین نویسنده خودش آن را میگوید یا فقط گزارش میکند.
متن درس: Give Us a Place to Sit, by Holly Baker
Our town has plenty to be proud of: an old stone bridge, a lively Saturday market and very friendly shopkeepers. Unfortunately, it has almost nowhere to sit down. I noticed this last month, when I walked into town with my elderly neighbour, Mr Cooper. Between the station and the market we found only two benches, and both were broken. He stood and waited while I bought bread. The council says that benches are expensive and attract litter. In my view, that is a weak excuse. A good bench costs less than a new road sign, and a tidy town is the result of regular cleaning, not of removing places to rest. Some shop owners also worry that people will sit all day and spend nothing. However, I would argue the opposite: people who can rest for ten minutes are more likely to stay, and more likely to buy a coffee. Clearly, benches matter most to older people, parents with small children and anyone carrying heavy bags. Surely these are exactly the people a town centre should welcome? I am not asking for a huge project. Ten new benches would be a start. It would be one of the cheapest improvements the council could make this year, and I suspect it would be one of the most popular.
ترجمهی فارسی
شهر ما چیزهای زیادی برای افتخار کردن دارد: یک پل سنگی قدیمی، بازار پرجنبوجوش شنبهها و مغازهدارانی بسیار مهربان. متأسفانه تقریباً هیچ جایی برای نشستن ندارد. ماه پیش، وقتی با همسایهی سالخوردهام، آقای کوپر، پیاده به مرکز شهر رفتم، این را متوجه شدم. بین ایستگاه و بازار فقط دو نیمکت پیدا کردیم و هر دو شکسته بودند. او ایستاد و منتظر ماند تا من نان بخرم. شورای شهر میگوید نیمکت گران است و زباله جذب میکند. به نظر من این بهانهی ضعیفی است. یک نیمکت خوب از یک تابلوی راهنمای جدید ارزانتر تمام میشود و شهر تمیز نتیجهی نظافت منظم است، نه برداشتن جاهایی برای استراحت. بعضی مغازهدارها هم نگراناند که مردم تمام روز بنشینند و چیزی نخرند. ولی من میگویم درست برعکس است: کسی که بتواند ده دقیقه استراحت کند بیشتر میماند و احتمال بیشتری دارد که یک قهوه بخرد. واضح است که نیمکت برای سالمندان، والدینی که بچهی کوچک دارند و هر کسی که بار سنگین حمل میکند از همه مهمتر است. مطمئناً اینها دقیقاً همان آدمهایی هستند که مرکز شهر باید از آمدنشان استقبال کند، نه؟ من یک پروژهی بزرگ نمیخواهم. ده نیمکت جدید شروع خوبی خواهد بود. این یکی از ارزانترین بهبودهایی است که شورا امسال میتواند انجام دهد و گمان میکنم یکی از محبوبترینها هم باشد.
درسهای این بخش: خواندن: ادامهی مسیر (B1 تا B2)
- خواندن B1: خبر کوتاه؛ تیتر، بند اول و نقلقول
- خواندن B1: ستون نظر؛ نظر نویسنده و دلیلهایش
- خواندن B2: استنباط و معنی ضمنی؛ لحن، ارجاع و واژه از روی متن