مینیدورهی خواندن: از پایه تا A2
خواندن A2: پست وبلاگ؛ ایدهی اصلی هر بند و کلمههای ربط
Reading: a blog post (main ideas and linking words)
پست وبلاگ دنیل را دربارهی دوچرخهسواری تا محل کار بخوان. یاد میگیری ایدهی اصلی هر بند را پیدا کنی و از کلمههای ربط (because، so، but، then) برای فهم دلیل و نتیجه کمک بگیری.
گام ۱ از ۳
ایدهی اصلی هر بند
در متنهای انگلیسی هر بند (paragraph) معمولاً یک ایدهی اصلی دارد و آن ایده اغلب در جملهی اول بند میآید. اول فقط جملهی اول هر بند را بخوان و برای هر بند یک عنوان دوسهکلمهای در ذهنت بساز؛ بعد برای جزئیات برگرد. عنوان متن هم موضوع کلی را میگوید.
گام ۲ از ۳
کلمههای ربط و کارشان
| Word | Job | Example |
|---|---|---|
| because / because of | دلیل | It took forty minutes because of the traffic. |
| so | نتیجه | I need a shower, so I bring a clean shirt. |
| but | تضاد | It was six kilometres, but it took forty minutes. |
| then / after that | ترتیب زمانی | Then one day my car broke down. |
| also / and | افزودن | I also save money. |
| of course | پذیرفتن یک نکتهی منفی | Of course, it isn't always easy. |
گام ۳ از ۳
دام فارسیزبانها: «چون… پس…»
در فارسی میگوییم «چون باران میآمد، پس با اتوبوس رفتم». در انگلیسی because و so با هم در یک جمله نمیآیند: یا Because it was raining, I took the bus یا It was raining, so I took the bus. همچنین because of قبل از اسم میآید (because of the traffic) و because قبل از جمله (because the traffic was bad).
متن درس: Why I cycle to work, by Daniel
Two years ago, I drove to work every day. The journey was only six kilometres, but it often took forty minutes because of the traffic. I felt tired and stressed before I even arrived at the office. Then one day my car broke down, and I borrowed my brother's old bike. I was surprised: the trip took just twenty-five minutes! I decided to try it for a week. After that week, I bought my own bike. Cycling has changed my life in many ways. I'm fitter than before, and I sleep better. I also save a lot of money on petrol and parking. And because I arrive at work awake and happy, I do my job better. Of course, it isn't always easy. When it rains, I take the bus. And in summer I need a shower at work, so I always bring a clean shirt. But for me, the good things are much bigger than the bad things.
ترجمهی فارسی
دو سال پیش هر روز با ماشین سر کار میرفتم. مسیر فقط شش کیلومتر بود، ولی به خاطر ترافیک اغلب چهل دقیقه طول میکشید. حتی قبل از رسیدن به دفتر، خسته و عصبی بودم. بعد یک روز ماشینم خراب شد و دوچرخهی قدیمی برادرم را قرض گرفتم. تعجب کردم: مسیر فقط بیستوپنج دقیقه طول کشید! تصمیم گرفتم یک هفته امتحانش کنم. بعد از آن هفته، دوچرخهی خودم را خریدم. دوچرخهسواری زندگیام را از خیلی جهتها عوض کرده است. از قبل سرحالترم و بهتر میخوابم. پول زیادی هم در بنزین و پارکینگ پسانداز میکنم. و چون سرحال و خوشحال به محل کار میرسم، کارم را بهتر انجام میدهم. البته همیشه آسان نیست. وقتی باران میآید، با اتوبوس میروم. تابستانها هم سر کار باید دوش بگیرم، برای همین همیشه یک پیراهن تمیز میبرم. ولی برای من، خوبیها خیلی بیشتر از بدیهاست.
درسهای این بخش: مینیدورهی خواندن: از پایه تا A2
- خواندن A1: تابلوها و اطلاعیههای شهر
- خواندن A1: یادداشت و پیام کوتاه
- خواندن A1: منو و جدول حرکت اتوبوس (پیدا کردن سریع اطلاعات)
- خواندن A2: ایمیل دوستانه و کلمههای ارجاعی (it، they، that)
- خواندن A2: پست وبلاگ؛ ایدهی اصلی هر بند و کلمههای ربط
- خواندن A2: آگهیهای کوتاه؛ پیدا کردن و مقایسهی اطلاعات