گذشته
خواندن: قطار اشتباهی
Reading: The wrong train
داستان کوتاه اولین سفر تنهایی گریس. بخوان، درست و غلط را تشخیص بده و عبارتهای سفر با قطار را یاد بگیر.
گام ۱ از ۳
قبل از خواندن
این داستان در گذشته اتفاق افتاده، پس بیشتر فعلها گذشتهی سادهاند (bought، sat، got on). was reading کاری در جریان را نشان میدهد و جملهی آخر حال کامل است (has never taken). اول کل داستان را یک بار بخوان و فقط دنبال این باش که چه مشکلی پیش آمد؛ بعد سراغ سؤالها برو.
گام ۲ از ۳
واژههای کلیدی داستان
| English | فارسی |
|---|---|
| nervous | نگران، مضطرب |
| bench | نیمکت |
| announcement | اعلام (از بلندگو) |
| get on / get off | سوار شدن / پیاده شدن |
| check the tickets | بلیتها را بررسی کردن |
| go red | سرخ شدن (از خجالت) |
گام ۳ از ۳
سوار شدن: get on یا get in؟
در فارسی برای همهی وسیلهها میگوییم «سوار شدم» و «پیاده شدم». در انگلیسی برای قطار، اتوبوس و هواپیما get on و get off میگوییم، ولی برای ماشین و تاکسی get in و get out of.
متن درس: The Wrong Train
Last spring, Grace travelled to Rasht to visit her aunt. It was her first trip alone, and she was a little nervous. At the station, she bought a ticket, a bottle of water and a magazine. Then she sat on a bench and waited for her train. At ten o'clock, a train arrived. Grace was reading her magazine, so she didn't hear the announcement. She got on the train and found a seat by the window. An hour later, a man came to check the tickets. He looked at Grace's ticket and smiled. “I'm sorry, but this train is going to Mashhad,” he said. Grace's face went red. She got off at the next station and took a bus to Rasht. She arrived six hours late, but her aunt wasn't angry. They laughed about it over dinner. Now Grace always listens carefully to the announcements. She has never taken the wrong train again.
ترجمهی فارسی
بهار گذشته، گریس برای دیدن خالهاش به رشت سفر کرد. اولین سفرش بهتنهایی بود و کمی نگران بود. در ایستگاه یک بلیت، یک بطری آب و یک مجله خرید. بعد روی یک نیمکت نشست و منتظر قطارش ماند. ساعت ده یک قطار رسید. گریس داشت مجلهاش را میخواند، برای همین اعلام بلندگو را نشنید. سوار قطار شد و یک صندلی کنار پنجره پیدا کرد. یک ساعت بعد، مردی برای بررسی بلیتها آمد. به بلیت گریس نگاه کرد و لبخند زد و گفت: «متأسفم، ولی این قطار به مشهد میرود.» صورت گریس از خجالت سرخ شد. در ایستگاه بعدی پیاده شد و با اتوبوس به رشت رفت. شش ساعت دیر رسید، ولی خالهاش عصبانی نبود. سر شام به این ماجرا خندیدند. حالا گریس همیشه با دقت به اعلامهای بلندگو گوش میدهد. از آن به بعد دیگر هیچوقت سوار قطار اشتباهی نشده است.
درسهای این بخش: گذشته
- بودن در گذشته: was، were و there was / there were
- گذشتهی ساده: باقاعده، بیقاعده و did
- فعلهای بیقاعدهی گذشته: گروهبندی و حفظ آسان
- گذشتهی استمراری: «داشتم ... که ...»
- خواندن: قطار اشتباهی
- جملههای زمانی: when، while، before، after، as soon as و until
- سؤال دربارهی فاعل و مفعول: Who called you? / Who did you call?