شروع واژهآموزی (A2 تا B1)
دانستن یک واژه یعنی چه؟ روشهای درست یادگیری لغت
How to learn words: chunks, review and the dictionary
دانستن واژه یعنی دانستن شکل، معنی و کاربرد آن. یاد میگیری واژه را در تکه و جمله حفظ کنی، مرور فاصلهدار را بشناسی، مدخل دیکشنری را درست بخوانی و از دام «کلمه = یک معنی» دور بمانی.
گام ۱ از ۵
دانستن یک واژه سه بخش دارد
بیشتر ما فکر میکنیم دانستن واژه یعنی دانستن ترجمهی فارسی آن. ولی برای اینکه بتوانی واژه را واقعاً به کار ببری، سه چیز لازم است: ۱. شکل: املا، تلفظ و اجزای واژه. ۲. معنی: معنی اصلی، که همیشه یک کلمهی فارسی برابرش نیست. ۳. کاربرد: با چه کلمههایی میآید، شمارشپذیر است یا نه، در گفتار میآید یا در نوشتار رسمی. هر چه از این سه بخش بیشتر بدانی، واژه ماندگارتر میشود و راحتتر از آن استفاده میکنی.
- She reads a book every week. / We need to book a hotel.شکل و معنی: book هم اسم است (کتاب) هم فعل (رزرو کردن).
- There is a lot of homework this week.کاربرد: homework شمارشناپذیر است، پس a lot of homework، نه homeworks.
- We had heavy rain last night.کاربرد: «باران شدید» همنشین ثابت heavy rain است، نه strong rain.
گام ۲ از ۵
پنج روش ساده که جواب میدهد
۱. واژه را در تکه (chunk) بنویس، نه تنها: بهجای ticket بنویس buy a ticket. ۲. با واژهی تازه یک جملهی کوتاه دربارهی زندگی خودت بساز. ۳. واژه را بلند بگو و تلفظش را با دهانت تمرین کن. ۴. خودت را امتحان کن: جواب را بپوشان، اول از حافظه بیرون بکش، بعد چک کن. ۵. چند روز بعد دوباره مرور کن. روش ضعیف: چند بار خواندن فهرست «واژه = معنی فارسی». این کار حس آشنایی میدهد، ولی در گفتن و نوشتن معمولاً کمک نمیکند.
- buy a ticket, a one-way ticketبهجای ticket تنها، تکهها را حفظ کن.
- I'd like a cup of tea, please.تکه: a cup of tea (یک فنجان چای).
- The bus was very crowded this morning.جملهی شخصی با واژهی تازه crowded (شلوغ).
گام ۳ از ۵
مرور فاصلهدار: کم، ولی چند بار
اگر واژهای را فقط یک بار ببینی، معمولاً خیلی زود از یادت میرود. اگر قبل از فراموش شدن دوباره مرورش کنی، حافظه قویتر میشود و میتوانی دفعهی بعد مدت بیشتری صبر کنی. به همین دلیل مرور فاصلهدار (spaced repetition) خوب جواب میدهد: کارتهای مرور با فاصلههای بیشتر و بیشتر برمیگردند، مثلاً بعد از یک روز، بعد از چند روز، بعد از یک هفته و همینطور ادامه. در مرور این سایت هم کارتها با فاصلهی بیشتر و بیشتر برمیگردند. دو نکته: ۱. قبل از دیدن جواب سعی کن آن را به یاد بیاوری؛ همین تلاش حافظه را قوی میکند. ۲. ده دقیقهی روزانه معمولاً بهتر از دو ساعت در شب قبل از امتحان است.
گام ۴ از ۵
مدخل دیکشنری را بخوان (مثال: invite)
| بخش مدخل | نمونه | به چه کار میآید؟ |
|---|---|---|
| headword (واژهی اصلی) | invite | خود واژه؛ شکلهای دیگر فعل مثل invited را زیر همین مدخل پیدا میکنی. |
| part of speech (نوع کلمه) | verb (v.) | نشان میدهد واژه فعل است یا اسم (n.) یا صفت (adj.)؛ جایش در جمله به همین بستگی دارد. |
| pronunciation (تلفظ) | /ɪnˈvaɪt/ | علامت ˈ یعنی تکیه روی بخش بعد از آن است: in-VITE. |
| definition (تعریف) | to ask someone to come to a party, a meal or an event | معنی اصلی به انگلیسی ساده؛ برای A2 و بالاتر از دیکشنری انگلیسیبهانگلیسی هم استفاده کن. |
| example (جملهی نمونه) | We invited ten friends to dinner. | نشان میدهد واژه با چه کلمههایی میآید (invite someone to ...). |
گام ۵ از ۵
دام فارسیزبانها: فهرست «کلمه = یک معنی»
۱. گاهی یک کلمهی فارسی چند کلمهی انگلیسی دارد: «گفتن» هم say است هم tell، و «بلند» هم tall است هم loud هم high. اگر فقط «کلمه = معنی» حفظ کنی، همینجا اشتباه میکنی؛ پس هر واژه را با یک جمله یادداشت کن. ۲. چون «اطلاعات» و «توصیهها» در فارسی جمعاند، فارسیزبانها گاهی informations و advices میگویند؛ ولی information و advice شمارشناپذیرند: some information، a piece of advice. ۳. فهرست بلند (پنجاه واژهی تازه در یک شب) معمولاً کار نمیکند؛ هر روز پنج تا ده واژهی تازه و مرور واژههای قبلی بهتر است.
درسهای این بخش: شروع واژهآموزی (A2 تا B1)
- دانستن یک واژه یعنی چه؟ روشهای درست یادگیری لغت
- خانوادهی واژه: پیشوند و پسوند (un-، re-، -ful، -less ...)
- اولین افعال عبارتی: حرکت و کار با دست (sit down، put on، turn off ...)