افعال عبارتی بر اساس موقعیت (B2)
شغل و شرکت: هشت فعل عبارتی برای حرف زدن دربارهی کار
Work and careers: eight phrasal verbs for talking about your job
هشت فعل عبارتی دنیای کار، هرکدام با یک معنی: take on، move up، step down، lay off، burn out، fill in for، wrap up و follow up. در گفتوگوی دو همکار دربارهی شرکت و آیندهی شغلی میبینیشان، جای ضمیر و معادل رسمیشان را یاد میگیری و تمرین میکنی.
گام ۱ از ۴
هشت فعل عبارتی، یک معنی برای هرکدام
این درس از هر فعل فقط معنی دنیای کار را یاد میدهد. فعلهای جداشدنی (take on، lay off، wrap up، follow up) با ضمیر باید ضمیر را وسط بگیرند: take them on، lay them off، wrap it up. fill in for سهجزئی است و هر سه کلمهاش با هم میآیند: fill in for me. move up، step down و burn out هم مفعول نمیگیرند.
- The shop took them on last summer.مغازه تابستان گذشته آنها را استخدام کرد.
- Can you fill in for me on Friday?میتوانی جمعه جای من کار کنی؟
گام ۲ از ۴
هشت فعل عبارتی و نوعشان
| فعل عبارتی | معنی در این درس | نوع | مثال |
|---|---|---|---|
| take on | استخدام کردن | جداشدنی | The café takes on extra staff in summer. |
| move up | (در شغل) ارتقا پیدا کردن | بدون مفعول | She moved up fast and became a manager. |
| step down | از مقام کنار رفتن، استعفا دادن | بدون مفعول | The chairman will step down after the meeting. |
| lay off | (به دلیل کمبود کار) تعدیل کردن | جداشدنی | The factory laid off fifty workers last winter. |
| burn out | (از شدت کار) فرسوده شدن | بدون مفعول | Nurses can burn out if they never rest. |
| fill in for | بهجای کسی کار کردن | سهجزئی | Sam is filling in for the manager today. |
| wrap up | (جلسه یا کار را) جمعبندی و تمام کردن | جداشدنی | Let's wrap up the meeting at five. |
| follow up | پیگیری کردن | جداشدنی | I'll follow up my email with a phone call. |
گام ۳ از ۴
دام فارسیزبانها
۱. «اخراج کردن» در فارسی هر دو معنی را دارد، ولی انگلیسی فرق میگذارد: وقتی تقصیر کارمند است fire یا sack، و وقتی کار کم است یا شرکت هزینه کم میکند lay off. ۲. step down برای کنار رفتن از یک مقام یا نقش مدیریتی است (مثل chairman)؛ برای کارمند معمولی resign یا quit طبیعیتر است. ۳. burn out برای آدم یعنی از شدت کار از پا افتادن؛ «سوختن لامپ» معنی دیگری از همین فعل است و در این درس نیست. ۴. fill in for با fill in a form فرق دارد: fill in for me یعنی جای من کار کن، ولی fill in a form یعنی فرم را پر کن. ۵. take on در این درس فقط یعنی استخدام کردن.
گام ۴ از ۴
گفتار یا نوشتار؟
در Speaking این فعلهای عبارتی طبیعیاند. در Writing رسمی (مثلاً Essay) معادل یککلمهای یا رسمیتر معمولاً امنتر است، ولی ممنوع نیستند. take on: employ یا recruit. move up: advance یا be promoted. step down: resign. lay off: make redundant. burn out: become exhausted. fill in for: cover یا substitute. wrap up: conclude یا finish. follow up: pursue یا investigate.
متن شنیداری: News at the office
نمایش متن (اول بدون متن گوش بده)
Maria: Have you heard? The company is taking on ten new people. David: Really? Last year they laid off thirty workers. Maria: I know, but business is better now. Also, our director is stepping down next month. David: Then someone will move up. Maybe you! Maria: Maybe. But I don't want to burn out. I already work very long hours. David: I can fill in for you when you need a break. Maria: Thanks, David. Let's wrap up this project first. Then I'll follow up with the client. David: Good plan. And if they take on enough people, nobody will burn out.
ترجمهی فارسی
ماریا: شنیدهای؟ شرکت دارد ده نفر جدید استخدام میکند. دیوید: جدی؟ پارسال سی نفر را تعدیل کردند. ماریا: میدانم، ولی حالا وضع کسبوکار بهتر است. تازه، مدیر ما ماه آینده کنار میرود. دیوید: پس یک نفر ارتقا پیدا میکند. شاید تو! ماریا: شاید. ولی نمیخواهم از شدت کار فرسوده شوم. همین حالا ساعتهای خیلی طولانی کار میکنم. دیوید: وقتی استراحت لازم داشتی، میتوانم جای تو کار کنم. ماریا: ممنون، دیوید. اول این پروژه را جمعبندی و تمام کنیم. بعد موضوع را با مشتری پیگیری میکنم. دیوید: نقشهی خوبی است. و اگر به اندازهی کافی آدم استخدام کنند، هیچکس فرسوده نمیشود.
درسهای این بخش: افعال عبارتی بر اساس موقعیت (B2)
- مشکل و راهحل: هشت فعل عبارتی برای وقتی کار خراب میشود
- شغل و شرکت: هشت فعل عبارتی برای حرف زدن دربارهی کار
واژههای بیشتر میخواهی؟
واژههای این موضوع را با معنی فارسی، جملهی نمونه و مرور فاصلهدار در بخش «واژهها» داری؛ هر روز چند واژهی تازه و مرور واژههای قبلی.
- افعال عبارتی: کار و حرفه (B2) ۳۵ واژه · B2 ویژهی مشترکان