افعال عبارتی بر اساس موقعیت (B2)
مشکل و راهحل: هشت فعل عبارتی برای وقتی کار خراب میشود
Problems and solutions: eight phrasal verbs for when things go wrong
هشت فعل عبارتی دربارهی مشکل و حل آن، هرکدام با یک معنی: deal with، sort out، crop up، mess up، pile up، fall through، iron out و make do with. در گفتوگوی دو همکار دربارهی یک کنسرت پرمشکل میبینیشان، جای ضمیر و معادل رسمیشان را یاد میگیری و تمرین میکنی.
گام ۱ از ۴
هشت فعل، سه نوع، یک معنی برای هرکدام
در این درس از هر فعل عبارتی فقط معنی «مشکل و راهحل» را یاد میگیری. سه نوع داریم. جداشدنیها (sort out، mess up، iron out) مفعول را میتوانند وسط بگیرند و با ضمیر حتماً باید وسط بیاید: sort it out. جدانشدنی و سهجزئی (deal with، make do with) مفعول را بعد از خودشان میگیرند: deal with it. و بدون مفعولها (crop up، pile up، fall through) اصلاً مفعول نمیگیرند.
- We can sort the problem out today.میتوانیم مشکل را امروز حل کنیم.
- I'll deal with it tomorrow.فردا به آن رسیدگی میکنم.
گام ۲ از ۴
هشت فعل عبارتی و نوعشان
| فعل عبارتی | معنی در این درس | نوع | مثال |
|---|---|---|---|
| deal with | رسیدگی کردن به (مشکل)، از پس آن برآمدن | جدانشدنی | The manager dealt with the complaint quickly. |
| sort out | حلوفصل کردن (مشکل) | جداشدنی | We need to sort out the mistake on the bill. |
| crop up | ناگهان پیش آمدن (مشکل یا موضوع) | بدون مفعول | Sorry, something has cropped up at work. |
| mess up | خراب کردن، خرابکاری کردن (محاوره) | جداشدنی | I messed up my first interview. |
| pile up | روی هم انباشته شدن (کار، قبض) | بدون مفعول | The bills started to pile up in March. |
| fall through | به هم خوردن، عملی نشدن (برنامه، معامله) | بدون مفعول | Our holiday plans fell through at the last minute. |
| iron out | (مشکل یا اختلاف جزئی را) رفعورجوع کردن | جداشدنی | They met to iron out the last differences. |
| make do with | با چیز کم یا ناکافی سر کردن | سهجزئی | We have no sugar, so we'll make do with honey. |
گام ۳ از ۴
دام فارسیزبانها
۱. deal with جدانشدنی است: deal with it، نه deal it with. ۲. mess up محاورهای است؛ در ایمیل رسمی و انشا بهجایش spoil، ruin یا make a mistake بنویس. ۳. فاعل fall through معمولاً طرح، قرار یا معامله است، نه آدم: The deal fell through. ۴. make do with را سهجزئی یاد بگیر: «با چای سر کردن» میشود make do with tea؛ بدون with جمله ناقص است. ۵. تصویر iron out «اتو کردن چینوچروک» است و برای مشکلهای کوچک است، نه اختلاف بزرگ.
گام ۴ از ۴
گفتار یا نوشتار؟
در Speaking این فعلهای عبارتی کاملاً طبیعیاند. در Writing رسمی (مثلاً Essay) معادل یککلمهای معمولاً امنتر است، ولی ممنوع نیستند. deal with: handle یا address. sort out و iron out: resolve یا settle. crop up: arise یا emerge. pile up: accumulate. fall through: collapse یا fail. make do with: manage. mess up در نوشتار رسمی جا ندارد؛ بهجایش spoil، ruin یا make a mistake بنویس.
متن شنیداری: A concert full of problems
نمایش متن (اول بدون متن گوش بده)
Grace: How is the charity concert going, Daniel? Daniel: Badly. Problems keep cropping up. First, the band's booking fell through. Grace: That's a shame. Did you sort it out? Daniel: Yes, I found another band. But the printer messed up our tickets, and emails are piling up in my inbox. Grace: Don't panic. I'll deal with the emails, and you can iron out the details with the printer. Daniel: Thanks. We don't have much money, so we'll have to make do with a small stage. Grace: That's fine. Something always crops up before a concert. Daniel: True. If we deal with the problems one by one, it will be fine.
ترجمهی فارسی
گریس: کنسرت خیریه چطور پیش میرود، دنیل؟ دنیل: بد. مدام مشکلها پیش میآید. اول اینکه قرارداد گروه موسیقی به هم خورد. گریس: حیف شد. حلش کردی؟ دنیل: بله، گروه دیگری پیدا کردم. ولی چاپخانه بلیتهایمان را خراب کرد و ایمیلها توی صندوق ورودیام روی هم تلنبار میشود. گریس: نترس. من به ایمیلها رسیدگی میکنم و تو جزئیات را با چاپخانه رفعورجوع کن. دنیل: ممنون. پول زیادی نداریم، پس باید با یک صحنهی کوچک سر کنیم. گریس: اشکالی ندارد. قبل از هر کنسرتی یک چیزی پیش میآید. دنیل: درست است. اگر یکییکی به مشکلها رسیدگی کنیم، همهچیز درست میشود.
درسهای این بخش: افعال عبارتی بر اساس موقعیت (B2)
- مشکل و راهحل: هشت فعل عبارتی برای وقتی کار خراب میشود
- شغل و شرکت: هشت فعل عبارتی برای حرف زدن دربارهی کار
واژههای بیشتر میخواهی؟
واژههای این موضوع را با معنی فارسی، جملهی نمونه و مرور فاصلهدار در بخش «واژهها» داری؛ هر روز چند واژهی تازه و مرور واژههای قبلی.
- افعال عبارتی: مشکل و راهحل (B2) ۳۴ واژه · B2 ویژهی مشترکان