افعال عبارتی بر اساس موقعیت (B1)
دفتر کار: هشت فعل عبارتی برای یک روز کاری
Office: eight phrasal verbs for your working day
هشت فعل عبارتی محیط کار، هرکدام فقط با یک معنی: call in sick، get on with، put in، tick off، fill in، send out، pass on و write up. در گفتوگوی یک صبح شلوغ میبینیشان، جای ضمیر را یاد میگیری (fill it in) و با تمرین به کار میبری.
گام ۱ از ۴
هر فعل عبارتی در این درس فقط یک معنی دارد
فعل عبارتی یعنی فعل + یک یا دو کلمهی کوچک (مثل in، out، on، up) که با هم معنی تازهای میسازند. بیشترشان چند معنی دارند، ولی این درس از هر فعل فقط معنی محیط کار را یاد میدهد. معنی را با کل عبارت یاد بگیر، نه با کلمهی کوچک بهتنهایی. نوع هر فعل (جداشدنی، سهجزئی، بدون مفعول) در جدول آمده است.
- Please fill in this form.لطفاً این فرم را پر کن.
- I'm ill, so I'll call in sick.مریضم، پس تلفنی خبر میدهم که سر کار نمیآیم.
گام ۲ از ۴
هشت فعل عبارتی و نوعشان
| فعل عبارتی | معنی در این درس | نوع | مثال |
|---|---|---|---|
| call in sick | تلفنی خبر دادن که بیمارم و سر کار نمیآیم | بدون مفعول | Mia called in sick on Monday. |
| get on with | به کاری مشغول شدن و آن را ادامه دادن | سهجزئی | Let me get on with my work. |
| put in | (وقت یا تلاش) صرف کردن | جداشدنی | She put in extra hours this week. |
| tick off | (مورد انجامشده را) تیک زدن | جداشدنی | Tick off each name on the list. |
| fill in | (فرم) را پر کردن | جداشدنی | Fill in your name and address. |
| send out | (برای چند نفر) فرستادن | جداشدنی | They send out a newsletter every month. |
| pass on | (پیام یا اطلاعات را) به کسی رساندن | جداشدنی | Please pass on the news to Dad. |
| write up | (از روی یادداشت) متن کامل و مرتب نوشتن | جداشدنی | I will write up the results tonight. |
گام ۳ از ۴
دام فارسیزبانها
۱. فارسی برای فرم و لیوان و باک یک فعل دارد: «پر کردن». در انگلیسی فرم fill in میشود، ولی لیوان و باک fill up؛ fill up the form غلط است. ۲. «وقت گذاشتن» در انگلیسی put in time است، نه put time؛ in را جا نینداز. ۳. call in sick را یک تکه حفظ کن: بعد از in صفت sick میآید. ۴. write up با write down فرق دارد: write down یعنی چیزی را روی کاغذ بنویسی، اما write up یعنی از یادداشتها یک متن کامل و مرتب بسازی.
گام ۴ از ۴
ضمیر کجا مینشیند؟
در فعلهای جداشدنی (put in، tick off، fill in، send out، pass on، write up) اگر مفعول ضمیر است (it، them، me، him، her)، ضمیر وسط فعل و حرف مینشیند: fill it in، send them out. با اسم هر دو شکل درست است: fill in the form یا fill the form in. اما get on with سهجزئی است و جدا نمیشود؛ ضمیر بعد از with میآید: get on with it.
- I'll send them out now.همین حالا برای همهشان میفرستم.
- Let me get on with it.بگذار کارم را ادامه بدهم.
متن شنیداری: A busy office morning
نمایش متن (اول بدون متن گوش بده)
Rachel: Morning, Paul. Where is Ben? Paul: He called in sick. He has a bad cold. Rachel: Oh no. Can you send out the reminder for Friday's meeting? Ben usually does it. Paul: Sure. I'll send it out now, and then I'll get on with my report. Rachel: Thanks. Have you written up your notes from the client meeting? Paul: Not yet. I've put in two hours already, but I'm not done. Rachel: Please fill in this form for your new laptop too. Paul: OK. I'll fill it in after lunch, and I'll tick off the tasks on my list. Rachel: Great. If Ben calls, pass on my best wishes. Paul: Of course. I'll pass them on.
ترجمهی فارسی
ریچل: صبح بخیر، پل. بن کجاست؟ پل: تلفن زد که مریض است. سرماخوردگی شدیدی دارد. ریچل: وای نه. میتوانی یادآوری جلسهی جمعه را برای همه بفرستی؟ بن معمولاً این کار را میکند. پل: حتماً. همین حالا میفرستمش و بعد کار گزارشم را ادامه میدهم. ریچل: ممنون. یادداشتهای جلسهی مشتری را بهصورت کامل و مرتب نوشتهای؟ پل: هنوز نه. دو ساعت وقت گذاشتهام، ولی تمام نشده. ریچل: لطفاً این فرم را هم برای لپتاپ جدیدت پر کن. پل: باشه. بعد از ناهار پرش میکنم و کارهای فهرستم را تیک میزنم. ریچل: عالی. اگر بن تماس گرفت، از طرف من برایش آرزوی سلامتی کن. پل: حتماً. پیامت را میرسانم.
درسهای این بخش: افعال عبارتی بر اساس موقعیت (B1)
- دفتر کار: هشت فعل عبارتی برای یک روز کاری
- سفر با ماشین: هشت فعل عبارتی برای جاده و هتل
واژههای بیشتر میخواهی؟
واژههای این موضوع را با معنی فارسی، جملهی نمونه و مرور فاصلهدار در بخش «واژهها» داری؛ هر روز چند واژهی تازه و مرور واژههای قبلی.
- افعال عبارتی: کار و دفتر (B1) ۳۲ واژه · B1 ویژهی مشترکان