air
UK/eə/
US/er/
معنی air به فارسی
۱هوا (برای نفس کشیدن)
Meaning of air
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 BREATHING noun [U] A2
the thing around you that you do not see, and that you breathe in to stay alive
فارسیهوا (برای نفس کشیدن)
-
Let's open the window and get some fresh air.
پنجره را باز کنیم تا هوای تازه بیاید.
همآیندها collocations- fresh air
- air pollution
- by air
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با air
- air conditioning تهویهی مطبوع (کولر یا سیستم خنککننده)هتل و اقامت
- Let's clear the air بیا حرفهایمان را بزنیم تا دلخوریها برطرف شود.روابط و احساسات
- a breath of fresh air آدم یا چیزی تازه که فضا را عوض میکنداصطلاحها و تکههای طبیعی برای Speaking (با احتیاط)
- up in the air نامعلوم، تصمیمگیرینشده، معلقاصطلاحها: نظر و بحث
- air your views دیدگاه خود را آشکارا بیان کردناصطلاحها: نظر و بحث