due

adjective A2
UK/djuː/ US/duː/

معنی due به فارسی

۱قرار است (در زمان مشخص)، موعدش است

Meaning of due

معانی رایج این واژه برای زبان‌آموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.

  1. 1 EXPECTED adjective be due A2

    expected to arrive or happen at a certain time

    فارسیقرار است (در زمان مشخص)، موعدش است

    • The train is due at 5:30.

      قطار قرار است ساعت ۵:۳۰ برسد.

    هم‌آیندها collocations
    • due to
    • due date
    • be due

عبارت‌ها و فعل‌های چندبخشی با due

پشتیبانی