due
UK/djuː/
US/duː/
معنی due به فارسی
۱قرار است (در زمان مشخص)، موعدش است
Meaning of due
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 EXPECTED adjective be due A2
expected to arrive or happen at a certain time
فارسیقرار است (در زمان مشخص)، موعدش است
-
The train is due at 5:30.
قطار قرار است ساعت ۵:۳۰ برسد.
همآیندها collocations- due to
- due date
- be due
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با due
- Roads are closed due to flooding جادهها بهخاطر آبگرفتگی بسته است.هوا و رویدادهای طبیعی
- due to بهدلیل، بهخاطر (غالباً بعد از be)زبان علت و معلول
- this is largely due to این تا حد زیادی به دلیلِ ... استتکههای استدلال در Task 2: موضع، امتیاز، علت و احتیاط
- This is largely due to the fact that … این عمدتاً به این دلیل است که …شهرنشینی