ear
UK/ɪə/
US/iːr/
معنی ear به فارسی
۱گوش
Meaning of ear
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 BODY PART noun [C] A1
the part of your body on each side of your head that you use to hear
فارسیگوش
-
Rabbits have long ears.
خرگوشها گوشهای بلند دارند.
همآیندها collocations- left ear
- right ear
- in my ear
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با ear
- play it by ear بر حسب شرایط تصمیم گرفتن، از قبل برنامه نریختناصطلاحها: زمان، سرعت و تغییر
- fall on deaf ears نشنیده گرفته شدن، بیاثر ماندن (هشدار یا درخواست)عبارتهای تصویری امن برای نوشتار
خانوادهی واژه
- earring