افعال عبارتی B1

back: برگشتن، پس دادن، به گذشته

BACK: returning

back یعنی «برگشت به جای یا حالت قبلی». برگشتن آدم (come back، go back، get back)، برگشتن چیزها (give back، bring back، take back، pay back)، برگشتن پیام (call back، get back to sb) و برگشتن در زمان (look back). بدون return back!

B1سطح
واژگانمهارت
۱۰′دقیقه
۱۴تمرین
ویژه نسخه‌ی آزمایشی؛ در حال بازبینی معلم

گام ۱ از ۳

ده فعل پرکاربرد با back

Phrasal verbمعنیمثال
come backبرگشتن (به اینجا)Come back soon!
go backبرگشتن (به آنجا)I want to go back to Yazd one day.
get backبرگشتن و رسیدنWe got back at midnight.
give sth backپس دادنI'll give it back tomorrow.
bring sth backپس آوردن؛ (خاطره) زنده کردنThis photo brings back memories.
take sth backپس بردن (به فروشگاه)؛ حرف را پس گرفتنI took the shoes back.
pay sb/sth back(پول قرضی) پس دادنI'll pay you back on Friday.
call (sb) backدوباره زنگ زدنCan I call you back in ten minutes?
look back (on sth)به گذشته فکر کردنLooking back, I'm glad I moved.
cut back (on sth)کم کردن (هزینه، مصرف)We're cutting back on meat.

گام ۲ از ۳

معنی هسته‌ی back: برگشت به نقطه‌ی قبلی

۱. آدم به جای قبلی برمی‌گردد: come back (به اینجا، پیش گوینده)، go back (به آنجا، دور از گوینده)، get back (برگشتن و رسیدن). ۲. چیزی به صاحبش برمی‌گردد: give back، bring back، take back، pay back. فرقشان مثل come و go است: bring back یعنی «پس آوردن به اینجا»، take back یعنی «پس بردن به آنجا». ۳. پیام یا تماس برمی‌گردد: call back، write back، get back to someone (جواب دادن). ۴. برگشت در زمان: look back on (مرور گذشته)، bring back memories (برگرداندن خاطره). ۵. عقب کشیدن و کمتر کردن: cut back (هزینه)، hold back (جلوی چیزی را گرفتن)، set back (عقب انداختن).

  • When are you coming back from Mashhad?کی از مشهد برمی‌گردی؟ (برگشت آدم)
  • Can you give me my pen back?می‌شود خودکارم را پس بدهی؟ (برگشت چیز)
  • I'll get back to you by email.با ایمیل جوابت را می‌دهم. (برگشت پیام)

گام ۳ از ۳

return back نگو!

۱. return خودش یعنی «برگشتن» یا «برگرداندن»، پس return back تکراری و غلط است. یا بگو come back / give back (محاوره) یا return (رسمی‌تر). فارسی «برگشتن به عقب» و «پس برگرداندن» این اشتباه را تقویت می‌کند. ۲. فارسی برای come back و go back فقط «برگشتن» دارد؛ در انگلیسی ببین گوینده کجاست: اگر در خانه است و می‌گوید «بچه‌ها ساعت پنج برگشتند»، می‌گوید came back. ۳. ضمیر وسط می‌آید: give it back، call me back، pay you back. ۴. در رایتینگ رسمی: come back / go back → return، give back → return، pay back → repay، cut back → reduce، look back on → reflect on.

متن شنیداری: A phone call to the shop

نمایش متن (اول بدون متن گوش بده)

Assistant: Good morning, Pars Electronics. How can I help? Mr Walker: Hi. I bought a kettle from you last week, and it's stopped working. Can I bring it back? Assistant: Of course. You can take it back to any of our shops, and we'll give you your money back. Mr Walker: Great. I paid by card. Will you pay the money back into my account? Assistant: Yes, it usually takes about three days. Do you still have the receipt? Mr Walker: Hmm, I'll have to look for it. Can I call you back later? Assistant: Sure. Or you can just go back to the shop with your bank card. That's enough. Mr Walker: OK, thanks. I'll get back to you this afternoon. Looking back, I should have bought a better brand. Assistant: Don't worry. A lot of people are cutting back on spending these days, so cheaper models are popular. Mr Walker: True. Thanks for your help. Bye!

ترجمه‌ی فارسی

فروشنده: صبح بخیر، پارس الکترونیک. چه کمکی از دستم برمی‌آید؟ آقای واکر: سلام. هفته‌ی پیش از شما یک کتری برقی خریدم و از کار افتاده. می‌توانم پسش بیاورم؟ فروشنده: البته. می‌توانید آن را به هر کدام از فروشگاه‌هایمان برگردانید و ما پولتان را پس می‌دهیم. آقای واکر: عالی است. با کارت پرداخت کردم. پول را به حسابم برمی‌گردانید؟ فروشنده: بله، معمولاً حدود سه روز طول می‌کشد. رسید را هنوز دارید؟ آقای واکر: اوم، باید دنبالش بگردم. می‌توانم بعداً دوباره زنگ بزنم؟ فروشنده: حتماً. یا می‌توانید همراه کارت بانکی‌تان به فروشگاه برگردید. همین کافی است. آقای واکر: باشد، ممنون. امروز بعدازظهر خبرتان می‌کنم. حالا که فکرش را می‌کنم، باید یک مارک بهتر می‌خریدم. فروشنده: نگران نباشید. این روزها خیلی‌ها خرجشان را کم کرده‌اند، برای همین مدل‌های ارزان‌تر پرطرفدارند. آقای واکر: درست است. ممنون از کمکتان. خداحافظ!

این درس ویژه‌ی مشترکان است.

کارت‌های آموزش بالا رایگان‌اند؛ برای تمرین‌ها اشتراک لازم است.

دیدن طرح‌ها

درس‌های این بخش: افعال عبارتی B1

  1. out (۱): بیرون رفتن، خارج شدن، تمام شدن
  2. out (۲): فهمیدن، حل کردن، کامل انجام دادن
  3. off: جدا شدن، قطع و لغو، راه افتادن
  4. on: ادامه دادن، پوشیدن و روشن کردن
  5. down: پایین آمدن، کم شدن، از کار افتادن، ثبت کردن
  6. back: برگشتن، پس دادن، به گذشته