شروع افعال عبارتی: up
up (۲): بزرگ شدن، مطرح شدن، راه انداختن
UP (2): grow, appear, start
پنج فعل دیگر با up: بیشتر شدن (grow up، cheer up)، پیدا شدن و مطرح شدن یک موضوع (come up، bring up) و سرپا کردن یک کار (set up).
گام ۱ از ۳
پنج فعل دیگر با up (هر کدام یک معنی)
| Phrasal verb | معنی | مثال |
|---|---|---|
| grow up | بزرگ شدن (دوران کودکی) | I grew up in Tabriz. |
| cheer (sb) up | سرحال آمدن یا سرحال آوردن | This song always cheers me up. |
| come up | (موضوع) مطرح شدن، پیش آمدن در حرفها | Your name came up in the meeting. |
| bring sth up | (موضوعی را) مطرح کردن، پیش کشیدن | She brought up an interesting point. |
| set sth up | راه انداختن، تأسیس کردن | They set up a company in 2019. |
گام ۲ از ۳
معنی هستهی up (۲): بیشتر شدن، پیدا شدن، سرپا کردن
۱. بیشتر شدن: در grow up سن و قد بالا میرود؛ حال آدم هم میتواند «بالا برود»: cheer up. ۲. پیدا شدن، مثل چیزی که از زیر آب بالا میآید و دیده میشود: در come up موضوع خودش وسط میآید و در bring up کسی موضوعی را وسط میآورد. ۳. سرپا کردن و ساختن: set up a business یعنی کسبوکاری را سرپا کردن.
- I grew up in a small village.در روستای کوچکی بزرگ شدم. (بیشتر شدن)
- Your name came up in the meeting.اسمت در جلسه مطرح شد. (پیدا شدن)
- My aunt set up her own bakery.خالهام نانوایی خودش را راه انداخت. (سرپا کردن)
گام ۳ از ۳
دامها: come up یا bring up؟
۱. come up مفعول نمیگیرد (موضوع خودش مطرح میشود): The topic came up. ولی bring up مفعول دارد (کسی موضوع را مطرح میکند): She brought it up. ۲. «من در شیراز بزرگ شدم» = I grew up in Shiraz، نه I was grown up؛ grow up مجهول نمیشود. ۳. در رایتینگ خیلی رسمی بهجای set up میتوان establish نوشت و بهجای bring up، raise یا mention. در اسپیکینگ اما هر دو کاملاً طبیعیاند.
متن شنیداری: Good news, bad news
نمایش متن (اول بدون متن گوش بده)
Lucy: Hi Jack. You look worried. What's wrong? Jack: Our landlord came yesterday and brought up the question of the rent. He wants more money next year. Lucy: That's awful. Cheer up, though. Rent always comes up when the year ends. Jack: True. And I have some good news too. My cousin wants to set up a small online shop, and he's asked me to help. Lucy: That's great! You grew up in your dad's shop, so you know the business.
ترجمهی فارسی
لوسی: سلام جک. نگران به نظر میرسی. چه شده؟ جک: صاحبخانهمان دیروز آمد و موضوع اجاره را پیش کشید. سال بعد پول بیشتری میخواهد. لوسی: خیلی بد است. ولی غصه نخور. آخر سال همیشه بحث اجاره پیش میآید. جک: درست است. یک خبر خوب هم دارم. پسرعمویم میخواهد یک فروشگاه اینترنتی کوچک راه بیندازد و از من خواسته کمکش کنم. لوسی: عالی است! تو در مغازهی پدرت بزرگ شدهای، پس با این کار آشنایی.
درسهای این بخش: شروع افعال عبارتی: up
- افعال عبارتی چیستند و چرا اینقدر مهماند؟
- up (۱): بالا رفتن و بیشتر شدن
- up (۲): بزرگ شدن، مطرح شدن، راه انداختن
- up (۲): تا ته، کامل، تمام