شروع افعال عبارتی: up

up (۲): بزرگ شدن، مطرح شدن، راه انداختن

UP (2): grow, appear, start

پنج فعل دیگر با up: بیشتر شدن (grow up، cheer up)، پیدا شدن و مطرح شدن یک موضوع (come up، bring up) و سرپا کردن یک کار (set up).

B1سطح
واژگانمهارت
۸′دقیقه
۱۴تمرین
نسخه‌ی آزمایشی؛ در حال بازبینی معلم

گام ۱ از ۳

پنج فعل دیگر با up (هر کدام یک معنی)

Phrasal verbمعنیمثال
grow upبزرگ شدن (دوران کودکی)I grew up in Tabriz.
cheer (sb) upسرحال آمدن یا سرحال آوردنThis song always cheers me up.
come up(موضوع) مطرح شدن، پیش آمدن در حرف‌هاYour name came up in the meeting.
bring sth up(موضوعی را) مطرح کردن، پیش کشیدنShe brought up an interesting point.
set sth upراه انداختن، تأسیس کردنThey set up a company in 2019.

گام ۲ از ۳

معنی هسته‌ی up (۲): بیشتر شدن، پیدا شدن، سرپا کردن

۱. بیشتر شدن: در grow up سن و قد بالا می‌رود؛ حال آدم هم می‌تواند «بالا برود»: cheer up. ۲. پیدا شدن، مثل چیزی که از زیر آب بالا می‌آید و دیده می‌شود: در come up موضوع خودش وسط می‌آید و در bring up کسی موضوعی را وسط می‌آورد. ۳. سرپا کردن و ساختن: set up a business یعنی کسب‌وکاری را سرپا کردن.

  • I grew up in a small village.در روستای کوچکی بزرگ شدم. (بیشتر شدن)
  • Your name came up in the meeting.اسمت در جلسه مطرح شد. (پیدا شدن)
  • My aunt set up her own bakery.خاله‌ام نانوایی خودش را راه انداخت. (سرپا کردن)

گام ۳ از ۳

دام‌ها: come up یا bring up؟

۱. come up مفعول نمی‌گیرد (موضوع خودش مطرح می‌شود): The topic came up. ولی bring up مفعول دارد (کسی موضوع را مطرح می‌کند): She brought it up. ۲. «من در شیراز بزرگ شدم» = I grew up in Shiraz، نه I was grown up؛ grow up مجهول نمی‌شود. ۳. در رایتینگ خیلی رسمی به‌جای set up می‌توان establish نوشت و به‌جای bring up، raise یا mention. در اسپیکینگ اما هر دو کاملاً طبیعی‌اند.

متن شنیداری: Good news, bad news

نمایش متن (اول بدون متن گوش بده)

Lucy: Hi Jack. You look worried. What's wrong? Jack: Our landlord came yesterday and brought up the question of the rent. He wants more money next year. Lucy: That's awful. Cheer up, though. Rent always comes up when the year ends. Jack: True. And I have some good news too. My cousin wants to set up a small online shop, and he's asked me to help. Lucy: That's great! You grew up in your dad's shop, so you know the business.

ترجمه‌ی فارسی

لوسی: سلام جک. نگران به نظر می‌رسی. چه شده؟ جک: صاحبخانه‌مان دیروز آمد و موضوع اجاره را پیش کشید. سال بعد پول بیشتری می‌خواهد. لوسی: خیلی بد است. ولی غصه نخور. آخر سال همیشه بحث اجاره پیش می‌آید. جک: درست است. یک خبر خوب هم دارم. پسرعمویم می‌خواهد یک فروشگاه اینترنتی کوچک راه بیندازد و از من خواسته کمکش کنم. لوسی: عالی است! تو در مغازه‌ی پدرت بزرگ شده‌ای، پس با این کار آشنایی.

شروع تمرین‌ها (۱۴ تمرین، حدود ۸ دقیقه) بدون ثبت‌نام هم می‌توانی تمرین کنی؛ برای ذخیره‌ی پیشرفت وارد شو.

درس‌های این بخش: شروع افعال عبارتی: up

  1. افعال عبارتی چیستند و چرا این‌قدر مهم‌اند؟
  2. up (۱): بالا رفتن و بیشتر شدن
  3. up (۲): بزرگ شدن، مطرح شدن، راه انداختن
  4. up (۲): تا ته، کامل، تمام