شروع افعال عبارتی: up

up (۲): تا ته، کامل، تمام

UP (2): completely, to the end

up فقط «بالا» نیست؛ خیلی وقت‌ها یعنی «کامل و تا ته»: use up، fill up، clean up، و در معنی مجازی give up، end up، break up و sum up.

B1سطح
واژگانمهارت
۱۰′دقیقه
۱۴تمرین
نسخه‌ی آزمایشی؛ در حال بازبینی معلم

گام ۱ از ۳

نه فعل با up در معنی «کامل و تا ته»

Phrasal verbمعنیمثال
use sth upتا ته مصرف کردنWho used up all the milk?
fill sth upکامل پر کردنLet's fill the tank up.
clean (sth) upکامل تمیز کردنWe cleaned up after the party.
save up (for sth)پس‌انداز کردن برای چیزیI'm saving up for a laptop.
give (sth) upکاملاً دست کشیدن، ترک کردنHe gave up smoking.
end upآخرش سر از جایی درآوردنWe ended up taking a taxi.
break up (with sb)تمام کردن رابطهThey broke up last year.
sum (sth) upجمع‌بندی کردنTo sum up, it was a good year.
make sth upاز خود درآوردن؛ تشکیل دادنHe made up an excuse. / Women make up 60% of the staff.

گام ۲ از ۳

معنی هسته‌ی up: «تا آخر، چیزی باقی نماند»

مقایسه کن: I ate the cake (کیک خوردم) و I ate up the cake (کیک را تا ته خوردم، چیزی نماند). ۱. تحت‌اللفظی: لیوان یا باک تا بالا پر می‌شود (fill up)، شیر تا ته مصرف می‌شود (use up)، آشپزخانه کامل تمیز می‌شود (clean up). ۲. مجازی: give up یعنی «کاملاً دست کشیدن»، end up یعنی «در پایان کار به جایی رسیدن»، break up یعنی «رابطه کاملاً تمام شد»، sum up یعنی «جمع کل را گفتن» و make up یعنی «کنار هم گذاشتن و ساختن» (یک داستان یا یک کل). الگوی مهم: بعد از give up و end up فعل ing‌دار می‌آید: give up smoking، end up walking.

  • The kids ate up all their vegetables.بچه‌ها همه‌ی سبزیجاتشان را تا ته خوردند.
  • We got lost and ended up in a tiny village.گم شدیم و آخرش سر از یک روستای خیلی کوچک درآوردیم.
  • She gave up eating sugar for a month.یک ماه شکر خوردن را کنار گذاشت.

گام ۳ از ۳

دام‌ها و جایگزین‌های رسمی

۱. give up و end up با to نمی‌آیند: give up smoking (نه give up to smoke) و end up taking a taxi (نه end up to take). ۲. «کات کردن» فارسی محاوره را با cut ترجمه نکن؛ بگو break up with someone. ۳. «آخرش... شد» در فارسی محاوره دقیقاً end up است؛ از آن در اسپیکینگ زیاد استفاده کن. ۴. در رایتینگ رسمی: give up → stop / cease (برای عادت: stop smoking؛ abandon فقط برای طرح و تلاش: abandon the plan)، use up → consume / exhaust، sum up → in summary / to summarise. ولی make up (= تشکیل دادن) در Task 1 کاملاً رسمی و رایج است: Women make up 40% of the workforce.

متن شنیداری: The morning after the party

نمایش متن (اول بدون متن گوش بده)

Lucy: The party was great, but look at this kitchen! We have to clean up before Mum gets home. Jack: Fine. But first, who used up all the milk? There's none left for my coffee. Lucy: Sorry, that was me. I made pancakes for everyone. Jack: And the car? Did you fill it up yesterday? Lucy: I wanted to, but I ended up spending all my money on snacks. Jack: Typical. You know I'm saving up for a new phone, so I can't lend you any more. Lucy: I know. Oh, did you hear? Sara and Harry broke up. Jack: Really? They seemed so happy. Lucy: Apparently he made up a story about where he was last weekend, and she found out. Jack: Well, to sum up: no milk, no petrol, no money and lots of drama. Let's just start cleaning. Lucy: Don't give up on me. I'll do the dishes!

ترجمه‌ی فارسی

لوسی: مهمانی عالی بود، ولی این آشپزخانه را ببین! باید قبل از اینکه مامان برسد، همه‌جا را تمیز کنیم. جک: باشد. ولی اول بگو کی همه‌ی شیر را تمام کرد؟ برای قهوه‌ی من هیچی نمانده. لوسی: ببخشید، کار من بود. برای همه پنکیک درست کردم. جک: ماشین چه؟ دیروز باکش را پر کردی؟ لوسی: می‌خواستم، ولی آخرش همه‌ی پولم را خرج تنقلات کردم. جک: معلوم بود. می‌دانی که دارم برای یک گوشی نو پس‌انداز می‌کنم، پس دیگر نمی‌توانم به تو قرض بدهم. لوسی: می‌دانم. راستی، شنیدی؟ سارا و هری از هم جدا شدند. جک: جدی؟ خیلی خوشحال به نظر می‌رسیدند. لوسی: ظاهراً هری درباره‌ی اینکه آخر هفته‌ی پیش کجا بوده، داستانی از خودش درآورده و سارا فهمیده. جک: خب، خلاصه‌اش این: نه شیر داریم، نه بنزین، نه پول، و کلی هم ماجرا. بیا فقط شروع کنیم به تمیز کردن. لوسی: از من ناامید نشو. ظرف‌ها با من!

شروع تمرین‌ها (۱۴ تمرین، حدود ۱۰ دقیقه) بدون ثبت‌نام هم می‌توانی تمرین کنی؛ برای ذخیره‌ی پیشرفت وارد شو.

درس‌های این بخش: شروع افعال عبارتی: up

  1. افعال عبارتی چیستند و چرا این‌قدر مهم‌اند؟
  2. up (۱): بالا رفتن و بیشتر شدن
  3. up (۲): بزرگ شدن، مطرح شدن، راه انداختن
  4. up (۲): تا ته، کامل، تمام