مینیدورهی صحبت کردن: از پایه تا A2
صحبت A1: دربارهی روزم حرف بزنم
Speaking: talking about your day
جک روز معمولیاش را تعریف میکند. یاد میگیری کارهای روزانه را با ساعت و قیدهای تکرار (always، usually، never) بگویی، s سومشخص را درست تلفظ کنی و آخر درس روز خودت را تعریف کنی.
گام ۱ از ۴
کارهای روزانه
| English | فارسی |
|---|---|
| get up | بیدار شدن، از خواب بلند شدن |
| have breakfast / lunch / dinner | صبحانه / ناهار / شام خوردن |
| take the metro / the bus | با مترو / اتوبوس رفتن |
| start / finish work | کار را شروع / تمام کردن |
| cook dinner | شام پختن |
| go to bed | به رختخواب رفتن، خوابیدن |
گام ۲ از ۴
قیدهای تکرار و جایشان
always (همیشه) > usually (معمولاً) > often (اغلب) > sometimes (گاهی) > never (هرگز). این قیدها قبل از فعل اصلی میآیند (I usually cook) ولی بعد از is، am، are (I'm usually asleep). never خودش منفی است، پس با don't نمیآید.
- I often cook dinner.اغلب شام میپزم.
- She is always tired in the morning.او صبحها همیشه خسته است.
گام ۳ از ۴
s سومشخص و سه تلفظش
برای he، she و it فعل s میگیرد: he gets up، she works. تلفظ s سه شکل دارد: /s/ بعد از صداهای بیواک (works، gets)، /z/ بعد از صداهای واکدار (goes، plays)، و /ɪz/ بعد از s، sh، ch، x (watches، washes). have برای سومشخص has است.
گام ۴ از ۴
دام فارسیزبانها
s سومشخص را در گفتار زیاد جا میاندازیم (He work…)، چون یک صدای کوچک آخر کلمه است و فقط برای he/she/it میآید؛ آن را واضح بگو. قید را هم وسط جای اشتباه نگذار: I go usually غلط است، I usually go درست. «ساعت ۱۱ شب» میشود at eleven at night یا at 11 pm، نه at 11 night.
متن شنیداری: Jack's day
نمایش متن (اول بدون متن گوش بده)
Hi, I'm Jack. On weekdays, I get up at half past six. I have breakfast with my wife, usually bread, cheese and tea. Then I take the metro to work. I start work at eight and I finish at four. In the evening, I often cook dinner, and sometimes I watch a film. I never go to bed late. I'm usually asleep by eleven. On Fridays, I don't work. I sleep late and I visit my parents.
ترجمهی فارسی
سلام، من جک هستم. روزهای کاری ساعت شش و نیم بیدار میشوم. با همسرم صبحانه میخورم، معمولاً نان و پنیر و چای. بعد با مترو سر کار میروم. ساعت هشت کارم را شروع میکنم و ساعت چهار تمام میکنم. عصرها اغلب شام میپزم و گاهی فیلم میبینم. هیچوقت دیر نمیخوابم. معمولاً تا ساعت یازده خوابم برده. جمعهها کار نمیکنم. تا دیروقت میخوابم و به پدر و مادرم سر میزنم.