case
معنی case به فارسی
۱جلد، قاب، جعبه (برای نگه داشتن چیزی)۲مورد، نمونه۳پرونده
Meaning of case
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 CONTAINER noun [C] A2
a box or cover that you use to keep or carry something safe
فارسیجلد، قاب، جعبه (برای نگه داشتن چیزی)
-
Put your glasses in their case.
عینکت را در جلدش بگذار.
همآیندها collocations- pencil case
- phone case
هممعنی box, container
-
-
2 EXAMPLE OF SOMETHING noun [C] A2
an example of something that happens or is true in a situation
فارسیمورد، نمونه
-
This is a case where the teacher needs to help the student.
این موردی است که معلم باید به دانشآموز کمک کند.
-
-
3 POLICE OR COURT noun [C] A2
a crime or problem that the police or a court looks at
فارسیپرونده
-
The police are working on the case now.
پلیس اکنون روی این پرونده کار میکند.
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با case
- in any case در هر حال؛ به هر صورتنشانههای گفتمان: وصل کردن ایدهها در گفتار و نوشتار
- Take an umbrella, just in case چتر ببر، محض احتیاط.هوا و رویدادهای طبیعی
- There is a strong case for دلایل محکمی برای ... وجود داردتکههای استدلال در Task 2: موضع، امتیاز، علت و احتیاط
- case study مطالعهی موردیشواهد و روش پژوهش
- a case in point نمونهی بارز (که ادعا را مصداق میدهد)پیوندها و انسجام
- a strong case can be made for میتوان برای ... دلیل قوی آوردجرم و مجازات
- even if this is the case حتی اگر چنین باشدعبارتهای نوشتار آکادمیک: معرفی دیدگاه، احتیاط، امتیاز، شواهد و نتیجهگیری
- a case in point is نمونهی بارز آن … استعبارتهای نوشتار آکادمیک: معرفی دیدگاه، احتیاط، امتیاز، شواهد و نتیجهگیری