speak
UK/spiːk/
US/spiːk/
-ing speakingpast spokehe/she/it speakspast participle spoke
معنی speak به فارسی
۱صحبت کردن
Meaning of speak
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 USE VOICE verb [I] A1
to say words with your voice, or to use a language when you talk
فارسیصحبت کردن
-
She speaks English very well.
او انگلیسی را خیلی خوب صحبت میکند.
همآیندها collocations- speak English
- speak to someone
- speak slowly
هممعنی talk
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با speak
- Hello, this is … speaking سلام، (نام شما) صحبت میکنم.تماس تلفنی
- Speaking خودم هستم / بفرمایید.تماس تلفنی
- Could I speak to …, please? میتوانم با … صحبت کنم؟ (پشت تلفن)جملههای آمادهی روزمره: خرید، کافه، سفر، تلفن، هتل و دکتر
- Could you speak more slowly? میشود آهستهتر صحبت کنید؟جملههای آمادهی روزمره: خرید، کافه، سفر، تلفن، هتل و دکتر
- Speak to you soon زود دوباره حرف میزنیم.تماس تلفنی
- Speak soon بهزودی صحبت میکنیم.ایمیل و پیامها
- speak up (با جرئت) نظر خود را گفتنافعال عبارتی: ارتباط و گفتوگو (B2)
- speak your mind رک و بیپرده نظر خود را گفتناصطلاحها: آدمها و روابط
۵ عبارت دیگر
- be on speaking terms با هم قهر نبودن، سلام و علیک داشتناصطلاحها: آدمها و روابط
- speak out (علناً) صدایش را بلند کردن، آشکارا اعتراض کردنافعال عبارتی: جامعه و زندگی عمومی (B2)
- broadly speaking بهطور کلی (بدون جزئیات)احتیاطگویی و موضع
- strictly speaking اگر دقیق بگوییم، بهطور دقیقاحتیاطگویی و موضع
- speak volumes بسیار گویا بودن، خودش همهچیز را میگویداصطلاحها: نظر و بحث
خانوادهی واژه
- speaker
- speech