دقت واژگان (آیلتس)
موضعگیری و احتیاط با تکههای آماده
Stance and hedging chunks
موضعت باید روشن باشد، ولی هر ادعا به اندازهی شواهدش. با تکههایی مثل there is little doubt that، I would argue that، arguably و not necessarily شدت ادعا را دقیق تنظیم کن و دامهای معناییشان را بشناس.
گام ۱ از ۴
موضع روشن، ادعای سنجیده
در Task 2 خواننده باید بداند تو موافقی یا مخالف، ولی هر جمله فقط به اندازهی شواهدش ادعا کند. اگر همهچیز را definitely و always بگویی، استدلالت سادهانگارانه به نظر میرسد؛ اگر همهچیز را may و perhaps بگویی، معلوم نیست موضعت چیست. ترکیب درست: موضع قوی در مقدمه و نتیجه، احتیاط در ادعاهای کلی و پیشبینیها.
- I would argue that fees should be abolished.موضع روشن و مؤدبانه.
- Students who work part-time are more likely to leave university early.ادعای سنجیده بهجای «همهی دانشجوها».
گام ۲ از ۴
میزان اطمینان: از قوی به محدود
| Strength | Chunk | Example |
|---|---|---|
| Very strong | There is little doubt that… | There is little doubt that smoking harms health. |
| Your position | I would argue that… / I would go so far as to say that… | I would argue that fees should be abolished. |
| Weighed up | On balance, … / To a large extent, … | On balance, the advantages are greater. |
| Defensible, not certain | Arguably, … / It could be argued that… | Arguably, cities offer more opportunities. |
| Reasonable guess | It seems reasonable to assume that… | It seems reasonable to assume that prices will rise. |
| Limiting a claim | … not necessarily … / By and large, … | Price is not necessarily a sign of quality. |
گام ۳ از ۴
دامهای معنایی
۱. there is little doubt (تقریباً شکی نیست) با there is a little doubt (کمی شک هست) معنی برعکس دارد. ۲. It could be argued that معمولاً نظری را معرفی میکند که میخواهی بررسی یا ردش کنی، نه موضع اصلی خودت. ۳. arguably یعنی «میشود با دلیل گفت»، نه «بهطور جنجالی». ۴. I would go so far as to say فقط برای ادعایی است که از حرف قبلیات جسورانهتر است.
گام ۴ از ۴
هر تکه یک بار
در یک انشا هر تکه را حداکثر یک بار به کار ببر. انشایی که در هر جملهاش یک عبارت آماده دارد، حفظی و مصنوعی به نظر میرسد. In my opinion, I think را هم با هم نیاور؛ یکی کافی است.