eye
UK/aɪ/
US/aɪ/
معنی eye به فارسی
۱چشم
Meaning of eye
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 SEE noun [C] A1
one of the two round parts of the face that you use to see
فارسیچشم
-
My brother has big brown eyes.
برادرم چشمهای درشت قهوهای دارد.
همآیندها collocations- blue eyes
- open your eyes
- close your eyes
- keep an eye on
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با eye
- see eye to eye همنظر بودن، توافق داشتناصطلاحها: آدمها و روابط
- in the blink of an eye در یک چشم به هم زدن (تغییر یا اتفاق ناگهانی)اصطلاحها: زمان، سرعت و تغییر
- keep an eye on حواس (کسی) به چیزی بودن؛ مراقب بودناصطلاحها و تکههای طبیعی برای Speaking (با احتیاط)
- in the public eye در معرض دید و توجه عمومعبارتهای تصویری امن برای نوشتار
- up to your eyes in debt تا خرخره بدهکار بودناصطلاحها: پول و ارزش
- turn a blind eye to عمداً نادیده گرفتن (کار خلاف)جرم و مجازات