follow
-ing followingpast followedhe/she/it followspast participle followed
معنی follow به فارسی
۱دنبال کردن، پشت سر کسی رفتن۲رعایت کردن، پیروی کردن
Meaning of follow
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 GO BEHIND verb [T] A2
to move along behind a person so that you stay close to them
فارسیدنبال کردن، پشت سر کسی رفتن
-
Follow me, please. Your room is upstairs.
لطفاً دنبال من بیایید. اتاقتان طبقهی بالاست.
همآیندها collocations- follow someone
- follow the instructions
- follow the rules
-
-
2 OBEY verb [T] A2
to do what a rule, a teacher or some advice says you should do
فارسیرعایت کردن، پیروی کردن
-
Please follow the rules and keep the room clean.
لطفاً قوانین را رعایت کنید و اتاق را تمیز نگه دارید.
متضاد ignore
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با follow
- Follow the signs to the nearest exit علامتها را تا نزدیکترین خروجی دنبال کنید.اورژانس و ایمنی
- follow through (کاری یا قولی را) تا آخر پیگیری و انجام دادنافعال عبارتی: برنامه و تغییر (B2)
- I'm not sure I follow مطمئن نیستم منظورتان را فهمیده باشمزبان سخنرانی و سمینار
- follow up پیگیری کردنافعال عبارتی: کار و حرفه (B2)
- it does not necessarily follow that لزوماً نتیجه نمیشود کهخانواده
- it follows that نتیجه میشود که؛ پسعبارتهای نوشتار آکادمیک: معرفی دیدگاه، احتیاط، امتیاز، شواهد و نتیجهگیری