افعال عبارتی B2 و مرور

over و away: کنترل را به دست گرفتن، سفر، بخشیدن، جمع کردن، درگذشتن (بخش ۲)

OVER and AWAY: take over, get away, give away, put away, pass away (part 2)

پنج فعل دیگر: take over (کنترل یا مسئولیت را به دست گرفتن)، get away (فرار کردن؛ برای استراحت سفر رفتن)، give away (مجانی دادن؛ لو دادن)، put away (سر جایش گذاشتن) و pass away (درگذشتن، مؤدبانه). با دام خطرناک pass away / pass out.

B2سطح
واژگانمهارت
۱۲′دقیقه
۱۳تمرین
پلاس بازبینی‌شده با بررسی خودکار؛ اگر خطایی دیدی گزارش بده

گام ۱ از ۴

پنج فعل دیگر با over و away

Phrasal verbمعنیمثال
take (sth) overکنترل یا مسئولیت را به دست گرفتن؛ (شرکت) تصاحب کردنA new manager took over in May.
get awayفرار کردن؛ (برای استراحت) سفر رفتنWe need to get away for a weekend.
give sth awayمجانی دادن، بخشیدن؛ لو دادنDon't give away the ending!
put sth awayسر جایش گذاشتن، جمع کردنPut your books away.
pass awayدرگذشتن (مؤدبانه)Her grandfather passed away last year.

گام ۲ از ۴

over یعنی «بالای چیزی»، away یعنی «دور و ناپدید»

۱. take over: قرار گرفتن «بالای» یک کار یا شرکت، یعنی کنترل را به دست گرفتن. ۲. get away: از جایی دور شدن؛ یا از دست کسی فرار کردن (the thief got away) یا از زندگی روزمره برای استراحت (get away for a weekend). ۳. give away: چیزی را از خودت دور می‌کنی و به دیگری می‌دهی، مجانی؛ یا رازی را از خودت بیرون می‌دهی، یعنی لو می‌دهی. ۴. put away: چیزی را دور از دید، سر جایش می‌گذاری. ۵. pass away: «رفتن برای همیشه»؛ شکل مؤدبانه‌ی die.

  • A bigger company took over the business in 2023.یک شرکت بزرگ‌تر در سال ۲۰۲۳ کسب‌وکار را تصاحب کرد.
  • We gave away our old sofa to a neighbour.مبل قدیمی‌مان را به یکی از همسایه‌ها بخشیدیم.
  • Please put your phones away during the test.لطفاً در طول آزمون گوشی‌هایتان را کنار بگذارید.

گام ۳ از ۴

فکر بلند: give away در دو جمله

  • The shop is giving away free coffee today.قدم ۱: مفعول یک چیز است (coffee) و free آمده؛ پس «مجانی دادن».
  • Don't give away the ending of the film!قدم ۲: مفعول یک راز یا اطلاعات است (the ending)؛ پس «لو دادن».
  • Don't give it away! ✓ / Don't give away it. ✗قدم ۳: جداشدنی است؛ ضمیر وسط می‌آید.
  • donate (رسمی) / reveal (رسمی)قدم ۴: معادل رسمی بسته به معنی فرق می‌کند: donate برای بخشیدن، reveal برای لو دادن.

گام ۴ از ۴

دام‌های این گروه

۱. pass away (درگذشتن) را با pass out (از هوش رفتن) اشتباه نگیر؛ اشتباهی که در موقعیت حساس خیلی بد شنیده می‌شود. ۲. take over جداشدنی است: took it over (نه took over it). ۳. get away with something (قسر در رفتن) فعل سه‌جزئی دیگری است؛ get away به‌تنهایی یعنی فرار یا سفر. ۴. در رایتینگ رسمی: take over → acquire / take control of، give away → donate، pass away → die (در متن رسمی خنثی‌تر)، get away (holiday) → take a short break.

متن شنیداری: Grandfather's bookshop

نمایش متن (اول بدون متن گوش بده)

Grace: How are you, Ben? I heard about your grandfather. Ben: Thanks. He passed away in the spring. We're clearing his flat now. Grace: I'm so sorry. That must be hard. Ben: It is. We're giving away most of his books to the local library. Grace: That's a lovely idea. What about his bookshop? Ben: My uncle is going to take it over, so it will stay open. Grace: Good news. When everything is done, you should get away for a few days. Ben: Definitely. Right, I'd better put these boxes away. See you soon!

ترجمه‌ی فارسی

گریس: بن، چطوری؟ ماجرای پدربزرگت را شنیدم. بن: ممنون. او بهار درگذشت. حالا داریم آپارتمانش را خالی می‌کنیم. گریس: خیلی متأسفم. باید سخت باشد. بن: هست. بیشتر کتاب‌هایش را به کتابخانه‌ی محله می‌بخشیم. گریس: چه فکر قشنگی. کتاب‌فروشی‌اش چه می‌شود؟ بن: عمویم قرار است اداره‌اش را به عهده بگیرد، پس باز می‌ماند. گریس: خبر خوبی است. وقتی همه‌چیز تمام شد، باید چند روزی بروی سفر. بن: حتماً. خب، بهتر است این جعبه‌ها را جمع کنم. به‌زودی می‌بینمت!

این درس ویژه‌ی مشترکان است.

کارت‌های آموزش بالا رایگان‌اند؛ برای تمرین‌ها اشتراک لازم است.

دیدن طرح‌ها پلاس چه چیزهایی را باز می‌کند؟

درس‌های این بخش: افعال عبارتی B2 و مرور

  1. over و away: آمدن، مرور، کنار آمدن / دور شدن و دور انداختن (بخش ۱)
  2. over و away: کنترل را به دست گرفتن، سفر، بخشیدن، جمع کردن، درگذشتن (بخش ۲)
  3. in و through: وارد شدن، پر کردن فرم، کوتاه آمدن / از سر گذراندن، به هم خوردن (بخش ۱)
  4. in و through: پذیرش، اسباب‌کشی، تحویل، جا افتادن / از پسش برآمدن (بخش ۲)
  5. مرور مقایسه‌ای over، away، in و through
  6. مرور ترکیبی: کدام حرف؟

واژه‌های بیشتر می‌خواهی؟

واژه‌های این موضوع را با معنی فارسی، جمله‌ی نمونه و مرور فاصله‌دار در بخش «واژه‌ها» داری؛ هر روز چند واژه‌ی تازه و مرور واژه‌های قبلی.