افعال عبارتی B2 و مرور

in و through: پذیرش، اسباب‌کشی، تحویل، جا افتادن / از پسش برآمدن (بخش ۲)

IN and THROUGH: check in, move in, hand in, fit in, get through (part 2)

پنج فعل دیگر: check in (پذیرش در هتل یا فرودگاه)، move in (ساکن خانه‌ی تازه شدن)، hand in (تحویل دادن)، fit in (با جمع جور شدن) و get through (از پس کاری برآمدن؛ پشت تلفن وصل شدن). با دام‌های hand in / hand out و move in / move into.

B2سطح
واژگانمهارت
۱۲′دقیقه
۱۲تمرین
پلاس بازبینی‌شده با بررسی خودکار؛ اگر خطایی دیدی گزارش بده

گام ۱ از ۴

پنج فعل دیگر با in و through

Phrasal verbمعنیمثال
check inپذیرش گرفتن (هتل، فرودگاه)We checked in at noon.
move inبه خانه‌ی تازه رفتن و ساکن شدنThey moved in last week.
hand sth inتحویل دادن (تکلیف، فرم، مدرک)Hand it in by Friday.
fit inبا جمع جور شدن، جا افتادنHe fitted in well at work.
get through (sth)از پس کاری برآمدن، پشت سر گذاشتن؛ (تلفن) وصل شدنI got through the exam. / I couldn't get through to the bank.

گام ۲ از ۴

in: وارد یک نظام شدن؛ through: رسیدن به آن طرف

in: ۱. وارد هتل یا پرواز شدن و ثبت شدن: check in. ۲. وارد خانه‌ی تازه شدن و ساکن شدن: move in (بدون مفعول؛ با اسم مکان move into). ۳. چیزی را به داخل یک نظام دادن: hand in homework (تکلیف را به معلم یا اداره تحویل دادن). ۴. داخل گروه شدن: fit in. through: «از یک سر تا سر دیگر، و رسیدن». ۱. از پس یک دوره یا آزمون سخت برآمدن و پیروز بیرون آمدن: get through. ۲. رسیدن به آن طرف خط تلفن: get through to someone. در بخش ۱ دیدی go through یعنی «از سر گذراندن»؛ get through روی «با موفقیت تمام کردن» تأکید دارد.

  • We moved in on Saturday and unpacked on Sunday.شنبه اسباب‌کشی کردیم و یکشنبه وسایل را باز کردیم.
  • Please hand in your essays at the end of the class.لطفاً انشاهایتان را آخر کلاس تحویل بدهید.
  • I don't know how I got through that week.نمی‌دانم چطور از پس آن هفته برآمدم.

گام ۳ از ۴

فکر بلند: «هفته‌ی پیش به آپارتمان جدیدمان اسباب‌کشی کردیم»

  • move + inقدم ۱: ساکن خانه‌ی تازه شدن = move in.
  • We moved in last week. ✓قدم ۲: بدون اسم مکان، move in کافی است.
  • We moved into our new flat last week. ✓قدم ۳: با اسم مکان، into لازم است.
  • We moved in our new flat. ✗قدم ۴: in + اسم مکان اینجا غلط است؛ فارسی «به آپارتمان» این اشتباه را تقویت می‌کند.

گام ۴ از ۴

جفت‌های گیج‌کننده و معادل‌های رسمی

۱. hand in یعنی تحویل دادن (به معلم)، hand out یعنی پخش کردن (معلم بین شاگردها). ۲. check in (ورود به هتل) در برابر check out (ترک هتل): check out of the hotel. ۳. get through to someone یعنی پشت تلفن به کسی رسیدن. ۴. fit in در معنی «جور شدن» مفعول نمی‌گیرد: fit in at a new school (نه fit in a new school). ۵. در رایتینگ رسمی: hand in → submit، fit in → integrate، get through → cope with / pass، check in → register.

متن شنیداری: Moving into the dorm

نمایش متن (اول بدون متن گوش بده)

Mrs Evans: Hello again, Kate. Have you checked in at reception? Kate: Yes, and I handed in my documents this morning. Mrs Evans: Perfect. So when are you moving in? Kate: Today, if that's possible. Mrs Evans: Of course. Don't worry, you'll fit in here. The students are really friendly. Kate: I hope so. I tried to call you yesterday, but I couldn't get through. Mrs Evans: Sorry, the phones were down. Anyway, you got through a hard month, and now you're here.

ترجمه‌ی فارسی

خانم ایوانز: سلام دوباره، کیت. در پذیرش ثبت ورود کرده‌اید؟ کیت: بله، و امروز صبح مدارکم را تحویل دادم. خانم ایوانز: عالی است. خب، کی اسباب‌کشی می‌کنید؟ کیت: اگر بشود، همین امروز. خانم ایوانز: البته. نگران نباشید، اینجا جا می‌افتید. دانشجوها خیلی خوش‌برخوردند. کیت: امیدوارم. دیروز سعی کردم به شما زنگ بزنم، ولی وصل نشد. خانم ایوانز: ببخشید، تلفن‌ها قطع بود. به‌هرحال، از پس یک ماه سخت برآمدید و حالا اینجایید.

این درس ویژه‌ی مشترکان است.

کارت‌های آموزش بالا رایگان‌اند؛ برای تمرین‌ها اشتراک لازم است.

دیدن طرح‌ها پلاس چه چیزهایی را باز می‌کند؟

درس‌های این بخش: افعال عبارتی B2 و مرور

  1. over و away: آمدن، مرور، کنار آمدن / دور شدن و دور انداختن (بخش ۱)
  2. over و away: کنترل را به دست گرفتن، سفر، بخشیدن، جمع کردن، درگذشتن (بخش ۲)
  3. in و through: وارد شدن، پر کردن فرم، کوتاه آمدن / از سر گذراندن، به هم خوردن (بخش ۱)
  4. in و through: پذیرش، اسباب‌کشی، تحویل، جا افتادن / از پسش برآمدن (بخش ۲)
  5. مرور مقایسه‌ای over، away، in و through
  6. مرور ترکیبی: کدام حرف؟

واژه‌های بیشتر می‌خواهی؟

واژه‌های این موضوع را با معنی فارسی، جمله‌ی نمونه و مرور فاصله‌دار در بخش «واژه‌ها» داری؛ هر روز چند واژه‌ی تازه و مرور واژه‌های قبلی.