افعال عبارتی B2 و مرور
in و through: پذیرش، اسبابکشی، تحویل، جا افتادن / از پسش برآمدن (بخش ۲)
IN and THROUGH: check in, move in, hand in, fit in, get through (part 2)
پنج فعل دیگر: check in (پذیرش در هتل یا فرودگاه)، move in (ساکن خانهی تازه شدن)، hand in (تحویل دادن)، fit in (با جمع جور شدن) و get through (از پس کاری برآمدن؛ پشت تلفن وصل شدن). با دامهای hand in / hand out و move in / move into.
گام ۱ از ۴
پنج فعل دیگر با in و through
| Phrasal verb | معنی | مثال |
|---|---|---|
| check in | پذیرش گرفتن (هتل، فرودگاه) | We checked in at noon. |
| move in | به خانهی تازه رفتن و ساکن شدن | They moved in last week. |
| hand sth in | تحویل دادن (تکلیف، فرم، مدرک) | Hand it in by Friday. |
| fit in | با جمع جور شدن، جا افتادن | He fitted in well at work. |
| get through (sth) | از پس کاری برآمدن، پشت سر گذاشتن؛ (تلفن) وصل شدن | I got through the exam. / I couldn't get through to the bank. |
گام ۲ از ۴
in: وارد یک نظام شدن؛ through: رسیدن به آن طرف
in: ۱. وارد هتل یا پرواز شدن و ثبت شدن: check in. ۲. وارد خانهی تازه شدن و ساکن شدن: move in (بدون مفعول؛ با اسم مکان move into). ۳. چیزی را به داخل یک نظام دادن: hand in homework (تکلیف را به معلم یا اداره تحویل دادن). ۴. داخل گروه شدن: fit in. through: «از یک سر تا سر دیگر، و رسیدن». ۱. از پس یک دوره یا آزمون سخت برآمدن و پیروز بیرون آمدن: get through. ۲. رسیدن به آن طرف خط تلفن: get through to someone. در بخش ۱ دیدی go through یعنی «از سر گذراندن»؛ get through روی «با موفقیت تمام کردن» تأکید دارد.
- We moved in on Saturday and unpacked on Sunday.شنبه اسبابکشی کردیم و یکشنبه وسایل را باز کردیم.
- Please hand in your essays at the end of the class.لطفاً انشاهایتان را آخر کلاس تحویل بدهید.
- I don't know how I got through that week.نمیدانم چطور از پس آن هفته برآمدم.
گام ۳ از ۴
فکر بلند: «هفتهی پیش به آپارتمان جدیدمان اسبابکشی کردیم»
- move + inقدم ۱: ساکن خانهی تازه شدن = move in.
- We moved in last week. ✓قدم ۲: بدون اسم مکان، move in کافی است.
- We moved into our new flat last week. ✓قدم ۳: با اسم مکان، into لازم است.
- We moved in our new flat. ✗قدم ۴: in + اسم مکان اینجا غلط است؛ فارسی «به آپارتمان» این اشتباه را تقویت میکند.
گام ۴ از ۴
جفتهای گیجکننده و معادلهای رسمی
۱. hand in یعنی تحویل دادن (به معلم)، hand out یعنی پخش کردن (معلم بین شاگردها). ۲. check in (ورود به هتل) در برابر check out (ترک هتل): check out of the hotel. ۳. get through to someone یعنی پشت تلفن به کسی رسیدن. ۴. fit in در معنی «جور شدن» مفعول نمیگیرد: fit in at a new school (نه fit in a new school). ۵. در رایتینگ رسمی: hand in → submit، fit in → integrate، get through → cope with / pass، check in → register.
متن شنیداری: Moving into the dorm
نمایش متن (اول بدون متن گوش بده)
Mrs Evans: Hello again, Kate. Have you checked in at reception? Kate: Yes, and I handed in my documents this morning. Mrs Evans: Perfect. So when are you moving in? Kate: Today, if that's possible. Mrs Evans: Of course. Don't worry, you'll fit in here. The students are really friendly. Kate: I hope so. I tried to call you yesterday, but I couldn't get through. Mrs Evans: Sorry, the phones were down. Anyway, you got through a hard month, and now you're here.
ترجمهی فارسی
خانم ایوانز: سلام دوباره، کیت. در پذیرش ثبت ورود کردهاید؟ کیت: بله، و امروز صبح مدارکم را تحویل دادم. خانم ایوانز: عالی است. خب، کی اسبابکشی میکنید؟ کیت: اگر بشود، همین امروز. خانم ایوانز: البته. نگران نباشید، اینجا جا میافتید. دانشجوها خیلی خوشبرخوردند. کیت: امیدوارم. دیروز سعی کردم به شما زنگ بزنم، ولی وصل نشد. خانم ایوانز: ببخشید، تلفنها قطع بود. بههرحال، از پس یک ماه سخت برآمدید و حالا اینجایید.
درسهای این بخش: افعال عبارتی B2 و مرور
- over و away: آمدن، مرور، کنار آمدن / دور شدن و دور انداختن (بخش ۱)
- over و away: کنترل را به دست گرفتن، سفر، بخشیدن، جمع کردن، درگذشتن (بخش ۲)
- in و through: وارد شدن، پر کردن فرم، کوتاه آمدن / از سر گذراندن، به هم خوردن (بخش ۱)
- in و through: پذیرش، اسبابکشی، تحویل، جا افتادن / از پسش برآمدن (بخش ۲)
- مرور مقایسهای over، away، in و through
- مرور ترکیبی: کدام حرف؟
واژههای بیشتر میخواهی؟
واژههای این موضوع را با معنی فارسی، جملهی نمونه و مرور فاصلهدار در بخش «واژهها» داری؛ هر روز چند واژهی تازه و مرور واژههای قبلی.