افعال عبارتی B2 و مرور

in و through: وارد شدن، تحویل دادن، کوتاه آمدن / از سر گذراندن

IN and THROUGH: entering, including / going all the way

in یعنی «به داخل»: come in، check in، move in، و مجازی‌تر hand in، fill in، give in، fit in. through یعنی «از یک سر تا سر دیگر»: go through، get through، و وقتی برنامه از وسط می‌افتد: fall through.

B2سطح
واژگانمهارت
۱۱′دقیقه
۱۵تمرین
ویژه نسخه‌ی آزمایشی؛ در حال بازبینی معلم

گام ۱ از ۳

ده فعل با in و through

Phrasal verbمعنیمثال
come inوارد شدن؛ بفرمایید توCome in and sit down.
check inپذیرش گرفتن (هتل، فرودگاه)We checked in at noon.
move inبه خانه‌ی تازه رفتن و ساکن شدنThey moved in last week.
hand sth inتحویل دادن (تکلیف، فرم)Hand it in by Friday.
fill sth inپر کردن (فرم)Please fill in this form.
give in (to sth)تسلیم شدن، کوتاه آمدنIn the end, I gave in.
fit inبا جمع جور شدن، جا افتادنHe fitted in well at work.
go through sth(سختی) از سر گذراندن؛ با دقت بررسی کردنShe went through a hard time.
get through (sth)پشت سر گذاشتن؛ (تلفن) وصل شدنI couldn't get through to the bank.
fall throughبه هم خوردن، عملی نشدن (برنامه)The deal fell through.

گام ۲ از ۳

معنی هسته‌ی in و through

in: «از بیرون به داخل». ۱. تحت‌اللفظی: come in، check in (وارد هتل یا پرواز شدن)، move in (وارد خانه‌ی تازه شدن)، break in (به‌زور وارد شدن). ۲. چیزی را به داخل یک نظام دادن: hand in homework (تکلیف را به داخل سیستم مدرسه دادن)، fill in a form (جاهای خالی را از داخل پر کردن). ۳. داخل گروه شدن: fit in (جزو جمع شدن)، join in. ۴. اجازه دادن که فشار «وارد» شود: give in (کوتاه آمدن، تسلیم شدن). through: «از یک سر تا سر دیگر». ۱. عبور کامل از یک دوره‌ی سخت: go through، get through (و پیروز بیرون آمدن). ۲. بررسی از اول تا آخر: go through the documents، look through a magazine. ۳. رسیدن به آن طرف خط تلفن: get through to someone. ۴. وقتی چیزی از وسط «می‌افتد» و به آن طرف نمی‌رسد: fall through (برنامه به هم خورد).

  • We moved in on Saturday and unpacked on Sunday.شنبه اسباب‌کشی کردیم و یکشنبه وسایل را باز کردیم. (ورود)
  • Please hand in your essays at the end of the class.لطفاً انشاهایتان را آخر کلاس تحویل بدهید. (دادن به داخل نظام)
  • Our trip fell through because we couldn't get visas.سفرمان به هم خورد، چون نتوانستیم ویزا بگیریم. (عملی نشدن)

گام ۳ از ۳

جفت‌های گیج‌کننده

۱. hand in یعنی تحویل دادن (به معلم)، hand out یعنی پخش کردن (معلم بین شاگردها). ۲. give in یعنی تسلیم خواسته‌ی دیگری شدن، give up یعنی دست کشیدن از تلاش خودت. ۳. move in بدون مفعول می‌آید؛ با اسم مکان بگو move into: We moved into a new flat (نه moved in our new flat). ۴. «فرم پر کردن» در بریتانیایی fill in و در آمریکایی fill out است؛ هر دو درست‌اند. ۵. در رایتینگ رسمی: hand in → submit، fill in → complete، give in → yield / surrender، go through → experience / undergo، fall through → fail / collapse.

متن شنیداری: Moving into the dorm

نمایش متن (اول بدون متن گوش بده)

Mrs Evans: Hello, come in! You must be Kate. Have you checked in at reception? Kate: Yes. I filled in all the forms and handed them in this morning. Mrs Evans: Perfect. So when are you moving in? Kate: Today, if that's possible. My plan to rent a flat with a friend fell through at the last minute. Mrs Evans: Oh, I'm sorry to hear that. Don't worry, you'll fit in here. The students are really friendly. Kate: I hope so. It's been a hard month. I've been through a lot. Mrs Evans: Well, you got through it, and now you're here. Oh, and one more thing. Kate: Yes? Mrs Evans: If the others ask you to clean the kitchen every day, don't give in! Kate: Ha! I won't. Thank you so much.

ترجمه‌ی فارسی

خانم ایوانز: سلام، بفرمایید تو! شما باید کیت باشید. در پذیرش ثبت ورود کرده‌اید؟ کیت: بله. امروز صبح همه‌ی فرم‌ها را پر کردم و تحویل دادم. خانم ایوانز: عالی است. خب، کی اسباب‌کشی می‌کنید؟ کیت: اگر بشود، همین امروز. برنامه‌ام برای اجاره‌ی آپارتمان با یک دوست در آخرین لحظه به هم خورد. خانم ایوانز: آخ، متأسفم. نگران نباشید، اینجا جا می‌افتید. دانشجوها خیلی خوش‌برخوردند. کیت: امیدوارم. ماه سختی بود. خیلی چیزها را از سر گذراندم. خانم ایوانز: خب، از پسش برآمدید و حالا اینجا هستید. آهان، یک چیز دیگر. کیت: بله؟ خانم ایوانز: اگر بقیه از شما خواستند هر روز آشپزخانه را تمیز کنید، کوتاه نیایید! کیت: ها! کوتاه نمی‌آیم. خیلی ممنون.

این درس ویژه‌ی مشترکان است.

کارت‌های آموزش بالا رایگان‌اند؛ برای تمرین‌ها اشتراک لازم است.

دیدن طرح‌ها

درس‌های این بخش: افعال عبارتی B2 و مرور

  1. over و away: مرور، کنترل، پشت سر گذاشتن / دور شدن و حذف
  2. in و through: وارد شدن، تحویل دادن، کوتاه آمدن / از سر گذراندن
  3. مرور ترکیبی: کدام حرف؟