افعال عبارتی B2 و مرور
over و away: مرور، کنترل، پشت سر گذاشتن / دور شدن و حذف
OVER and AWAY: across, review, control / distance, removal
over یعنی «از روی چیزی به آن طرف»: come over، go over، take over، get over. away یعنی «دور از اینجا»: go away، get away، give away، throw away، put away، pass away.
گام ۱ از ۳
ده فعل با over و away
| Phrasal verb | معنی | مثال |
|---|---|---|
| come over | (به خانهی کسی) آمدن | Come over for dinner on Friday. |
| go over sth | مرور کردن، بررسی دقیق | Let's go over the answers. |
| take (sth) over | کنترل یا مسئولیت را به دست گرفتن | A new manager took over in May. |
| get over sth | (از بیماری یا ناراحتی) خوب شدن | She got over the flu quickly. |
| go away | رفتن، دور شدن؛ (درد) از بین رفتن | My headache won't go away. |
| get away | فرار کردن؛ (برای استراحت) سفر رفتن | We need to get away for a weekend. |
| give sth away | مجانی دادن؛ لو دادن | Don't give away the ending! |
| throw sth away | دور انداختن | Don't throw it away. |
| put sth away | سر جایش گذاشتن، جمع کردن | Put your books away. |
| pass away | درگذشتن (مؤدبانه) | Her grandfather passed away last year. |
گام ۲ از ۳
معنی هستهی over و away
over: «از روی چیزی، به آن طرف». ۱. تحتاللفظی: از یک جا به جای دیگر رفتن، مثل عبور از خیابان: come over (از خانهی خودت به خانهی من بیا)، hand over (از دست تو به دست من). ۲. نگاه کردن از اول تا آخر روی چیزی: go over، look over (مرور و بررسی). ۳. قرار گرفتن «بالای» چیزی یعنی کنترل: take over (کنترل را به دست گرفتن). ۴. رد شدن از روی مانع و رسیدن به آن طرف: get over an illness (بیماری را پشت سر گذاشتن). away: «دور از اینجا». ۱. فاصله گرفتن: go away، get away (فرار یا سفر)، run away. ۲. دور کردن چیزی از خودت: throw away، give away، put away (سر جایش، دور از دید). ۳. ناپدید شدن کامل: the pain went away، pass away (مؤدبانه برای مرگ، یعنی «رفتن برای همیشه»).
- Can you look over my CV before I send it?میشود قبل از فرستادن، رزومهام را یک نگاه بیندازی؟ (بررسی از اول تا آخر)
- It took me months to get over the shock.ماهها طول کشید تا از آن شوک بیرون بیایم. (پشت سر گذاشتن)
- We gave away our old sofa to a neighbour.مبل قدیمیمان را به یکی از همسایهها بخشیدیم. (دور کردن از خود)
گام ۳ از ۳
دامهای این گروه
۱. pass away (درگذشتن) را با pass out (از هوش رفتن) اشتباه نگیر؛ اشتباهی که در موقعیت حساس خیلی بد شنیده میشود. ۲. overlook یک کلمه است و یعنی «ندیده گرفتن»؛ تقریباً برعکس go over و look over (با دقت نگاه کردن). ۳. get over جدانشدنی است: get over it، نه get it over؛ و بعدش from نمیآید (get over the flu، نه get over from the flu). ۴. Go away! بهتنهایی بیادبانه است. ۵. در رایتینگ رسمی: go over → review، take over → acquire / take control of، get over → recover from، throw away → discard، give away → donate، pass away → die (در متن رسمی خنثیتر).
متن شنیداری: A busy week
نمایش متن (اول بدون متن گوش بده)
Hana: Why don't you come over tonight? We could go over the notes for Saturday's exam together. Ben: I'd love to, but I'm still getting over a bad cold. Hana: Oh no. Has the fever gone away? Ben: Mostly. Also, I'm helping my mum with my grandfather's flat. He passed away in the spring. Hana: I'm so sorry, Ben. Ben: Thanks. We're giving away most of his books to the local library and throwing away a lot of old papers. Hana: That must be hard. Ben: It is. But my uncle is going to take over his little bookshop, so that's good news. Hana: That's lovely. Listen, when the exams are over, you need to get away for a few days. Ben: Definitely. Right, I'd better put these boxes away. See you on Saturday!
ترجمهی فارسی
هانا: چرا امشب نمیآیی خانهی ما؟ میتوانیم با هم جزوههای امتحان شنبه را مرور کنیم. بن: خیلی دوست دارم، ولی هنوز دارم از یک سرماخوردگی بد خوب میشوم. هانا: وای نه. تبت قطع شده؟ بن: تقریباً. در ضمن، دارم در کارهای آپارتمان پدربزرگم به مادرم کمک میکنم. او بهار درگذشت. هانا: خیلی متأسفم، بن. بن: ممنون. بیشتر کتابهایش را به کتابخانهی محله میبخشیم و کلی کاغذ قدیمی را دور میریزیم. هانا: باید سخت باشد. بن: هست. ولی عمویم قرار است ادارهی کتابفروشی کوچکش را به عهده بگیرد، و این خبر خوبی است. هانا: چه خوب. ببین، وقتی امتحانها تمام شد، باید چند روزی بروی سفر. بن: حتماً. خب، بهتر است این جعبهها را جمع کنم. شنبه میبینمت!
درسهای این بخش: افعال عبارتی B2 و مرور
- over و away: مرور، کنترل، پشت سر گذاشتن / دور شدن و حذف
- in و through: وارد شدن، تحویل دادن، کوتاه آمدن / از سر گذراندن
- مرور ترکیبی: کدام حرف؟