افعال عبارتی B2 و مرور

over و away: مرور، کنترل، پشت سر گذاشتن / دور شدن و حذف

OVER and AWAY: across, review, control / distance, removal

over یعنی «از روی چیزی به آن طرف»: come over، go over، take over، get over. away یعنی «دور از اینجا»: go away، get away، give away، throw away، put away، pass away.

B2سطح
واژگانمهارت
۱۱′دقیقه
۱۵تمرین
ویژه نسخه‌ی آزمایشی؛ در حال بازبینی معلم

گام ۱ از ۳

ده فعل با over و away

Phrasal verbمعنیمثال
come over(به خانه‌ی کسی) آمدنCome over for dinner on Friday.
go over sthمرور کردن، بررسی دقیقLet's go over the answers.
take (sth) overکنترل یا مسئولیت را به دست گرفتنA new manager took over in May.
get over sth(از بیماری یا ناراحتی) خوب شدنShe got over the flu quickly.
go awayرفتن، دور شدن؛ (درد) از بین رفتنMy headache won't go away.
get awayفرار کردن؛ (برای استراحت) سفر رفتنWe need to get away for a weekend.
give sth awayمجانی دادن؛ لو دادنDon't give away the ending!
throw sth awayدور انداختنDon't throw it away.
put sth awayسر جایش گذاشتن، جمع کردنPut your books away.
pass awayدرگذشتن (مؤدبانه)Her grandfather passed away last year.

گام ۲ از ۳

معنی هسته‌ی over و away

over: «از روی چیزی، به آن طرف». ۱. تحت‌اللفظی: از یک جا به جای دیگر رفتن، مثل عبور از خیابان: come over (از خانه‌ی خودت به خانه‌ی من بیا)، hand over (از دست تو به دست من). ۲. نگاه کردن از اول تا آخر روی چیزی: go over، look over (مرور و بررسی). ۳. قرار گرفتن «بالای» چیزی یعنی کنترل: take over (کنترل را به دست گرفتن). ۴. رد شدن از روی مانع و رسیدن به آن طرف: get over an illness (بیماری را پشت سر گذاشتن). away: «دور از اینجا». ۱. فاصله گرفتن: go away، get away (فرار یا سفر)، run away. ۲. دور کردن چیزی از خودت: throw away، give away، put away (سر جایش، دور از دید). ۳. ناپدید شدن کامل: the pain went away، pass away (مؤدبانه برای مرگ، یعنی «رفتن برای همیشه»).

  • Can you look over my CV before I send it?می‌شود قبل از فرستادن، رزومه‌ام را یک نگاه بیندازی؟ (بررسی از اول تا آخر)
  • It took me months to get over the shock.ماه‌ها طول کشید تا از آن شوک بیرون بیایم. (پشت سر گذاشتن)
  • We gave away our old sofa to a neighbour.مبل قدیمی‌مان را به یکی از همسایه‌ها بخشیدیم. (دور کردن از خود)

گام ۳ از ۳

دام‌های این گروه

۱. pass away (درگذشتن) را با pass out (از هوش رفتن) اشتباه نگیر؛ اشتباهی که در موقعیت حساس خیلی بد شنیده می‌شود. ۲. overlook یک کلمه است و یعنی «ندیده گرفتن»؛ تقریباً برعکس go over و look over (با دقت نگاه کردن). ۳. get over جدانشدنی است: get over it، نه get it over؛ و بعدش from نمی‌آید (get over the flu، نه get over from the flu). ۴. Go away! به‌تنهایی بی‌ادبانه است. ۵. در رایتینگ رسمی: go over → review، take over → acquire / take control of، get over → recover from، throw away → discard، give away → donate، pass away → die (در متن رسمی خنثی‌تر).

متن شنیداری: A busy week

نمایش متن (اول بدون متن گوش بده)

Hana: Why don't you come over tonight? We could go over the notes for Saturday's exam together. Ben: I'd love to, but I'm still getting over a bad cold. Hana: Oh no. Has the fever gone away? Ben: Mostly. Also, I'm helping my mum with my grandfather's flat. He passed away in the spring. Hana: I'm so sorry, Ben. Ben: Thanks. We're giving away most of his books to the local library and throwing away a lot of old papers. Hana: That must be hard. Ben: It is. But my uncle is going to take over his little bookshop, so that's good news. Hana: That's lovely. Listen, when the exams are over, you need to get away for a few days. Ben: Definitely. Right, I'd better put these boxes away. See you on Saturday!

ترجمه‌ی فارسی

هانا: چرا امشب نمی‌آیی خانه‌ی ما؟ می‌توانیم با هم جزوه‌های امتحان شنبه را مرور کنیم. بن: خیلی دوست دارم، ولی هنوز دارم از یک سرماخوردگی بد خوب می‌شوم. هانا: وای نه. تبت قطع شده؟ بن: تقریباً. در ضمن، دارم در کارهای آپارتمان پدربزرگم به مادرم کمک می‌کنم. او بهار درگذشت. هانا: خیلی متأسفم، بن. بن: ممنون. بیشتر کتاب‌هایش را به کتابخانه‌ی محله می‌بخشیم و کلی کاغذ قدیمی را دور می‌ریزیم. هانا: باید سخت باشد. بن: هست. ولی عمویم قرار است اداره‌ی کتاب‌فروشی کوچکش را به عهده بگیرد، و این خبر خوبی است. هانا: چه خوب. ببین، وقتی امتحان‌ها تمام شد، باید چند روزی بروی سفر. بن: حتماً. خب، بهتر است این جعبه‌ها را جمع کنم. شنبه می‌بینمت!

این درس ویژه‌ی مشترکان است.

کارت‌های آموزش بالا رایگان‌اند؛ برای تمرین‌ها اشتراک لازم است.

دیدن طرح‌ها

درس‌های این بخش: افعال عبارتی B2 و مرور

  1. over و away: مرور، کنترل، پشت سر گذاشتن / دور شدن و حذف
  2. in و through: وارد شدن، تحویل دادن، کوتاه آمدن / از سر گذراندن
  3. مرور ترکیبی: کدام حرف؟