هم‌نشینی و حرف اضافه (B1)

دام‌های واژگانی: eventually، actually، say/tell، bring/take ...

Confusable words and false friends: eventually, actually, say and tell

واژه‌هایی که فارسی‌زبان‌ها گاهی اشتباه به کار می‌برند: eventually و actually (نه «احتمالاً» و «فعلاً»)، economic و economical، alone و lonely، say و tell، bring و take، look و watch و see. هر کدام با مثال و تمرین.

B1سطح
واژگانمهارت
۱۲′دقیقه
۱۳تمرین
ویژه نسخه‌ی آزمایشی؛ در حال بازبینی معلم

گام ۱ از ۵

eventually و actually: دو دوست دروغین

eventually یعنی «سرانجام، در نهایت» و بعد از زمان یا تلاش زیاد می‌آید. بعضی زبان‌آموزان (گاهی به‌خاطر واژه‌های شبیه در زبان‌های دیگر) آن را «احتمالاً» می‌فهمند، که معادل probably یا possibly است. actually یعنی «در واقع، در حقیقت» و معمولاً وقتی به کار می‌رود که حقیقت با انتظار یا حرف قبلی فرق دارد. actually معنی «فعلاً» یا «در حال حاضر» نمی‌دهد؛ برای آن currently، at the moment یا for now می‌گوییم.

  • The queue was long, but eventually I got my ticket.صف طولانی بود، ولی سرانجام بلیتم را گرفتم.
  • It looks cheap, but actually it is quite expensive.ارزان به نظر می‌رسد، ولی در واقع نسبتاً گران است.
  • She is currently living in Shiraz.او در حال حاضر در شیراز زندگی می‌کند.

گام ۲ از ۵

دو جفت واژه‌ی شبیه

Wordمعنیمثال
economicمربوط به اقتصاد (کشور، بازار، رشد)Economic growth was slow last year.
economicalکم‌خرج، مقرون‌به‌صرفهA small car is more economical than a big one.
aloneتنها، بدون دیگران (لزوماً غمگین نیست)He likes to eat lunch alone.
lonelyاحساس تنهایی و غمگین بودن از آنShe felt lonely in the big city.

گام ۳ از ۵

say و tell؛ bring و take

say بعد از خودش کلام می‌آورد (say hello, say that ...) و برای شخص to می‌گیرد (say to me)؛ tell با شخص می‌آید (tell me, tell her the news). پس He said that ... یا He told me that ...، ولی نه He told that ... و نه He said me .... فقط چند ترکیب ثابت مثل tell the truth، tell a story، tell a lie و tell a joke بدون شخص هم می‌آیند. فعل‌های bring و take هم به جهت بستگی دارند: bring یعنی چیزی را به جایی بیاوری که گوینده یا شنونده در آن است (یا خواهد بود)، و take یعنی آن را از اینجا به جای دیگری ببری.

  • She said she was busy. / She told me she was busy.او گفت سرش شلوغ است. / او به من گفت سرش شلوغ است.
  • My grandmother tells wonderful stories to her grandchildren.مادربزرگم برای نوه‌هایش قصه‌های عالی تعریف می‌کند.
  • Please bring your passport to the office tomorrow.لطفاً فردا پاسپورتت را به دفتر بیاور.
  • Take a jacket with you. It gets cold at night.ژاکت همراهت ببر. شب‌ها هوا سرد می‌شود.

گام ۴ از ۵

look، watch و see: هر سه «دیدن»؟

Verbمعنیمثال
look (at)نگاه کردن (عمدی، به سمت چیزی)Look at the map. It's near the bridge.
watchتماشا کردن (چیزی که حرکت می‌کند یا اتفاق می‌افتد، برای مدتی)We watched a football match on TV.
seeدیدن (چشم می‌بیند، بدون قصد؛ برای فیلم و سینما هم رایج است: see a film)I can't see the screen from here.

گام ۵ از ۵

دام فارسی‌زبان‌ها: یک کلمه‌ی فارسی، چند کلمه‌ی انگلیسی

۱. «گفتن» هم say است هم tell: وقتی بعدش جمله‌ی خبری بیاید، tell شخص می‌خواهد (tell me that ...) ولی say نه (say that ...، say hello). ۲. «دیدن» هم see است هم look و watch: «تلویزیون دیدن» = watch TV، نه see TV. ۳. «فعلاً» و «در حال حاضر» = currently، at the moment یا for now؛ و «احتمالاً» = probably یا possibly، نه actually و eventually. ۴. «تنها» دو معنی دارد: alone (بدون دیگران) و lonely (غمگین از تنهایی). ۵. «آوردن» و «بردن» با bring و take جور می‌شوند، ولی جهت را از جای گوینده حساب کن. ۶. یک دفترچه‌ی «دام‌ها» بساز و هر چند روز یک بار مرورش کن.

این درس ویژه‌ی مشترکان است.

کارت‌های آموزش بالا رایگان‌اند؛ برای تمرین‌ها اشتراک لازم است.

دیدن طرح‌ها

درس‌های این بخش: هم‌نشینی و حرف اضافه (B1)

  1. هم‌نشین‌های فعل + اسم: pay attention، catch a cold، break a rule ...
  2. حرف اضافه‌ی همراه فعل و صفت: wait for، interested in، discuss (بدون about)
  3. دام‌های واژگانی: eventually، actually، say/tell، bring/take ...