لیسنینگ آیلتس
چندگزینهای لیسنینگ: شکار حواسپرتکنها
Listening multiple choice: dealing with distractors
در سؤال چندگزینهای لیسنینگ معمولاً همهی گزینهها شنیده میشوند، ولی فقط یکی جواب است. یاد بگیر برنامهی لغوشده، حالت قبلی، نظر دیگران و منفیهای پنهان را تشخیص بدهی و دنبال هممعنی گزینهها گوش کنی، نه کلمهی مشترک.
گام ۱ از ۴
حواسپرتکن چطور کار میکند؟
در چندگزینهای لیسنینگ آیلتس معمولاً همهی گزینهها به شکلی در صدا میآیند. گوینده یکی را رد میکند، یکی را مال گذشته میداند و یکی را با کلمههای دیگر تأیید میکند. گزینهی درست معمولاً با هممعنی (paraphrase) گفته میشود و گزینهی غلط با همان کلمهها. سؤالها به ترتیب صدا میآیند و صدا فقط یک بار پخش میشود.
- We did look into opening at weekends, but we simply don't have enough volunteers.آخر هفته شنیده میشود، ولی رد شده است.
- It'll now stay open until seven in the evening rather than five.جواب: هفت؛ rather than پنج را کنار میگذارد.
گام ۲ از ۴
الگوهای رایج حواسپرتکن
| Pattern | Example | Answer |
|---|---|---|
| Rejected option | We thought about the museum, but it's closed on Mondays. | not the museum |
| Changed plan | It was going to be Friday, but now it's Thursday. | Thursday |
| Past vs now | It used to be free. Now there's a small charge. | a small charge |
| Someone else's view | My friend loved it, but I found it too long. | the speaker: too long |
| Hidden negative | It wasn't expensive at all. | not 'expensive' |
گام ۳ از ۴
قبل و حین پخش چه کنی؟
در وقتی که قبل از هر بخش داری، صورت سؤال را بخوان و کلمهی کلیدیاش را مشخص کن (مثلاً dislike یا problem). برای هر گزینه یک هممعنی در ذهنت بساز: expensive = costs a lot، crowded = too many people. حین پخش تا آخر هر ایده گوش بده و بعد انتخاب کن؛ کلمههایی مثل but، actually، rather than، apart from و used to معمولاً جای جواب را عوض میکنند. در سؤالهای «دو گزینه را انتخاب کن» ترتیب جوابها مهم نیست.
گام ۴ از ۴
دامهای فارسیزبانها
۱. انتخاب اولین گزینهای که شنیدی؛ گوینده اغلب اول گزینهی غلط را میگوید. ۲. نشنیدن منفیهای کوچک: wasn't، hardly، not exactly، not so much. ۳. جدی گرفتن تعارف انگلیسی: That sounds great, but… یا I'd love to, but… یعنی «نه». ۴. قاطی کردن نظر گوینده با نظر دوستش یا «بیشتر مردم». ۵. ترجمهی ذهنی هر جمله؛ تا ترجمه کنی، جواب بعدی رد شده است.
متن شنیداری: Changes at the community centre
نمایش متن (اول بدون متن گوش بده)
Good evening, everyone, and thanks for coming. I'd like to tell you about a few changes at the community centre this autumn. First, the café. A lot of you asked us to open it at weekends, and we did look into that, but we simply don't have enough volunteers. So instead, we're extending the weekday hours: it'll now stay open until seven in the evening rather than five. Next, the yoga classes. They used to be on Tuesday mornings, but the nursery needs the hall then, so from October they'll move to Wednesday afternoons. Same teacher, same price. Now, some of you have asked about the car park. We were planning to start charging for parking, but after the survey, the committee decided against it. What we will do is mark out six extra spaces for people with disabilities. And finally, the summer fair. Last year we held it on the field behind the centre, and it rained all day, so this year we're going to use the school hall across the road. I know some people preferred being outdoors, but it seemed the safer option.
ترجمهی فارسی
عصر همگی بخیر و ممنون که آمدید. میخواهم دربارهی چند تغییر در مرکز محله در این پاییز بگویم. اول، کافه. خیلی از شما خواسته بودید آخر هفتهها باز باشد و ما واقعاً بررسیاش کردیم، ولی داوطلب کافی نداریم. بهجایش ساعت کار روزهای هفته را بیشتر میکنیم: کافه از این به بعد بهجای پنج تا هفت عصر باز است. بعد، کلاسهای یوگا. قبلاً سهشنبه صبحها بود، ولی مهدکودک آن موقع سالن را لازم دارد، پس از اکتبر به چهارشنبه عصرها منتقل میشود. همان مربی، همان قیمت. حالا، بعضی از شما دربارهی پارکینگ پرسیدهاید. قصد داشتیم برای پارک کردن پول بگیریم، ولی بعد از نظرسنجی، کمیته تصمیم گرفت این کار را نکند. کاری که میکنیم این است که شش جای اضافه برای افراد دارای معلولیت خطکشی میکنیم. و در آخر، جشن تابستانی. پارسال آن را در زمین پشت مرکز برگزار کردیم و تمام روز باران آمد، پس امسال از سالن مدرسهی آن طرف خیابان استفاده میکنیم. میدانم بعضیها فضای باز را بیشتر دوست داشتند، ولی این گزینه امنتر به نظر میرسید.