لیسنینگ تافل

سخنرانی دانشگاهی (Academic Talk): ایده‌ی اصلی و جزئیات

Academic Talk: signposting, main idea and detail

در Academic Talk یک استاد درباره‌ی موضوعی علمی صحبت می‌کند و بعد سؤال‌ها می‌آیند. یاد بگیر با عبارت‌های راهنما (Take… for example، What we call…، The bottom line is…) ساختار صحبت را دنبال کنی، ایده‌ی اصلی را از مثال و حاشیه جدا کنی و جواب سؤال «چرا استاد X را گفت؟» را پیدا کنی.

B2سطح
شنیدنمهارت
۱۵′دقیقه
۱۴تمرین
ویژه نسخه‌ی آزمایشی؛ در حال بازبینی معلم

گام ۱ از ۴

قالب Academic Talk

در این تسک لیسنینگ، یک استاد درباره‌ی موضوعی دانشگاهی صحبت کوتاهی می‌کند و صدا فقط یک بار پخش می‌شود. بعد از صحبت، سؤال‌های چندگزینه‌ای می‌آیند: ایده‌ی اصلی، جزئیات مهم، هدف گوینده از گفتن یک مثال، و گاهی ساختار صحبت. لیسنینگ تافل جدید تطبیقی دومرحله‌ای است، پس سطح صحبت‌ها در ماژول دوم به عملکردت در ماژول اول بستگی دارد. یادداشت کوتاه بردار، نه جمله‌ی کامل.

گام ۲ از ۴

عبارت‌های راهنما در سخنرانی

FunctionSignalWhat to note
TopicToday I want to talk about…the topic
Main pointThe main point I want to make is… / The key thing is…MAIN IDEA ★
DefinitionWhat we call… / …which basically means…term = meaning
ExampleTake… for example / Consider…example of what?
ContrastBut here's the thing… / Of course, not every…the point after it
AsideBy the way… / Just as an aside…usually not the main idea
ConclusionSo the bottom line is… / To sum up…check your main idea

گام ۳ از ۴

ایده‌ی اصلی در برابر جزئیات و هدف

ایده‌ی اصلی چیزی است که کل صحبت درباره‌ی آن است؛ معمولاً اول صحبت گفته می‌شود و در جمع‌بندی دوباره می‌آید. جزئیات (عدد، اسم، مثال) فقط از آن پشتیبانی می‌کنند. در سؤال‌های Why does the professor mention…? جواب «هدف» مثال است (برای نشان دادن، مقایسه کردن، رد کردن)، نه محتوای خود مثال. گزینه‌ای که فقط یک جزئیات درست را تکرار می‌کند، معمولاً جواب سؤال ایده‌ی اصلی نیست.

  • Why does the professor mention a university campus? → to give an example of planners using desire pathsجواب هدف است، نه «چون دانشگاه ساختمان جدید ساخت».

گام ۴ از ۴

دام‌های فارسی‌زبان‌ها و یادداشت‌برداری

۱. تلاش برای نوشتن همه‌ی کلمه‌ها؛ تا بنویسی، نکته‌ی بعدی رد شده. فقط کلیدواژه و نماد بنویس: → (نتیجه)، = (یعنی)، ↑ و ↓ (افزایش و کاهش)، ex (مثال). ۲. ترجمه‌ی ذهنی هر جمله. ۳. انتخاب گزینه‌ای که کلمه‌ای شنیده‌شده دارد؛ معمولاً جزئیات یا حاشیه است. ۴. جدی گرفتن حاشیه‌ها (By the way…) به‌عنوان ایده‌ی اصلی. ۵. نشنیدن Of course, not every… که محدودیت ایده‌ی اصلی را می‌گوید.

متن شنیداری: Desire paths

نمایش متن (اول بدون متن گوش بده)

OK, let's get started. Today I want to talk about something you've all seen, even if you don't know the name for it. Have you ever noticed a narrow strip of worn-out grass cutting across a park, where people have obviously ignored the paved path? Planners call these desire paths. And the main point I want to make today is that desire paths aren't just a sign of people breaking the rules. They're actually useful data. Think about it. A paved path shows where a designer thought people would walk. A desire path shows where people actually walk. Usually it's the shortest route between two places, like a bus stop and a building entrance. Now, some universities have used this in a clever way. Take one campus I visited a few years ago. When they put up a new group of buildings, they didn't lay any paths at first. They just planted grass, waited a year, and then paved the routes that students had worn into the ground. The result was a network of paths that people actually used. By the way, the same idea shows up online. Website designers track where users click, which is basically a digital desire path. But let's stay with physical spaces for now. Of course, not every desire path should be paved. Sometimes people take a shortcut across a flower bed or a busy road, and the right response is a fence, not a footpath. So the bottom line is this: desire paths tell planners what people want, but planners still have to decide whether giving people what they want is a good idea.

ترجمه‌ی فارسی

خب، شروع کنیم. امروز می‌خواهم درباره‌ی چیزی صحبت کنم که همه‌تان دیده‌اید، حتی اگر اسمش را ندانید. تا حالا باریکه‌ای از چمن ساییده‌شده را دیده‌اید که از وسط پارک رد می‌شود، جایی که مردم آشکارا مسیر سنگ‌فرش را نادیده گرفته‌اند؟ برنامه‌ریزان شهری به این‌ها «مسیرهای دلخواه» می‌گویند. و نکته‌ی اصلی‌ای که امروز می‌خواهم بگویم این است که مسیرهای دلخواه فقط نشانه‌ی قانون‌شکنی مردم نیستند. در واقع داده‌ی مفیدی‌اند. فکرش را بکنید. مسیر سنگ‌فرش نشان می‌دهد طراح فکر می‌کرد مردم از کجا راه می‌روند. مسیر دلخواه نشان می‌دهد مردم واقعاً از کجا راه می‌روند. معمولاً کوتاه‌ترین راه بین دو جاست، مثلاً بین ایستگاه اتوبوس و ورودی یک ساختمان. حالا، بعضی دانشگاه‌ها از این ایده هوشمندانه استفاده کرده‌اند. مثلاً دانشگاهی که چند سال پیش دیدم. وقتی مجموعه‌ی تازه‌ای از ساختمان‌ها ساختند، اول هیچ مسیری نکشیدند. فقط چمن کاشتند، یک سال صبر کردند و بعد مسیرهایی را که دانشجوها روی زمین ساییده بودند سنگ‌فرش کردند. نتیجه شبکه‌ای از مسیرها بود که مردم واقعاً از آن استفاده می‌کردند. راستی، همین ایده در اینترنت هم دیده می‌شود. طراحان وب‌سایت ردیابی می‌کنند کاربران کجا کلیک می‌کنند، که در واقع یک مسیر دلخواه دیجیتال است. ولی فعلاً سراغ فضاهای فیزیکی برویم. البته هر مسیر دلخواهی را نباید سنگ‌فرش کرد. گاهی مردم از وسط یک باغچه‌ی گل یا یک خیابان شلوغ میان‌بُر می‌زنند و جواب درست نرده است، نه پیاده‌رو. پس حرف آخر این است: مسیرهای دلخواه به برنامه‌ریزان می‌گویند مردم چه می‌خواهند، ولی برنامه‌ریزان هنوز باید تصمیم بگیرند که دادن همان چیزی که مردم می‌خواهند فکر خوبی هست یا نه.

این درس ویژه‌ی مشترکان است.

کارت‌های آموزش بالا رایگان‌اند؛ برای تمرین‌ها اشتراک لازم است.

دیدن طرح‌ها

درس‌های این بخش: لیسنینگ تافل

  1. شنیدن و انتخاب جواب (Listen and Choose a Response)
  2. سخنرانی دانشگاهی (Academic Talk): ایده‌ی اصلی و جزئیات
  3. گفت‌وگو و اطلاعیه (Conversation و Announcement): هدف، مشکل و قدم بعدی
  4. جواب مناسب در موقعیت‌های ظریف: جواب غیرمستقیم، کنایه و رد مؤدبانه