موضوعهای آیلتس و آکادمیک (B2)
فعلهای تحلیل: هشت فعل برای گزارش و مقاله
Analysis verbs: eight verbs for reports and essays
هشت فعل پرکاربرد برای تحلیل و استدلال: examine، assess، identify، distinguish، interpret، assert، refute و substantiate. در گفتوگوی یک دانشجو و استادش میبینیشان، فرق شواهد آوردن و ادعا کردن را میفهمی و در جمله به کار میبری.
گام ۱ از ۴
فعلهایی که با شواهد کار میکنند
این هشت فعل در گزارش و مقاله دو کار میکنند. پنج فعل اول شواهد را بررسی میکنند: examine، assess، identify، distinguish، interpret. سه فعل آخر دربارهی ادعا هستند: assert ادعای قاطع میکند، refute ادعای دیگری را با دلیل رد میکند، و substantiate برای ادعای خودت مدرک میآورد. بیشترشان مفعول مستقیم میگیرند (examine the data)؛ distinguish معمولاً با between یا from میآید و assert معمولاً با that و یک جمله.
- The first paragraph aims to examine the causes of traffic jams.بند اول میخواهد علتهای ترافیک را بررسی کند.
- She tried to substantiate her claim with figures from two studies.او سعی کرد ادعایش را با آمار دو پژوهش ثابت کند.
گام ۲ از ۴
هشت فعل این درس
| فعل | معنی | مثال |
|---|---|---|
| examine | با دقت بررسی کردن | Doctors examine the patient before they decide on treatment. |
| assess | سنجیدن، ارزیابی کردن (اندازه یا سطح چیزی را) | Teachers assess students' progress every term. |
| identify | شناسایی کردن (پیدا کردن و نام بردن) | The survey helped us identify the biggest problem. |
| distinguish | فرق گذاشتن، تمیز دادن (بین دو چیز) | Children learn to distinguish between true and false stories. |
| interpret | تفسیر کردن (معنای داده یا متن را) | Different readers may interpret a poem differently. |
| assert | با قاطعیت ادعا کردن (لحن قاطع) | The author asserts that reading improves memory. |
| refute | با دلیل رد کردن (نادرستی چیزی را نشان دادن) | Her experiment refutes the old theory. |
| substantiate | با مدرک ثابت کردن (ادعا را) | You must substantiate every claim with a source. |
گام ۳ از ۴
دام فارسیزبانها
«بررسی کردن دربارهی» را بعضیها examine about مینویسند، ولی examine مستقیم مفعول میگیرد: examine the issue. distinguish هم A and B را مستقیم نمیگیرد؛ بگو distinguish between A and B یا distinguish A from B. «رد کردن» در فارسی چند معنی دارد: refuse یعنی پیشنهادی را نپذیرفتن، و refute یعنی با دلیل نشان دادن که چیزی غلط است. refute را برای «نه» گفتن بدون دلیل به کار نبر. interpret در مقاله یعنی تفسیر کردن، نه ترجمهی شفاهی.
گام ۴ از ۴
در گفتار یا در نوشتار؟
در Writing این فعلها لحن آکادمیک دارند. برای تنوع، هممعناهای نزدیکشان را هم بشناس: evaluate (نزدیک به assess)، investigate (نزدیک به examine)، determine (نزدیک به identify)، disprove (نزدیک به refute) و support with evidence (نزدیک به substantiate). assert لحن بسیار قاطع دارد؛ برای نظر بیطرفتر state یا argue بهتر است. در Speaking بیشتر look at، work out یا show طبیعیترند و این فعلها را کمتر و فقط در پاسخهای جدی به کار ببر.
متن شنیداری: Feedback on a report
نمایش متن (اول بدون متن گوش بده)
Rachel: Thanks for your report, Ryan. I read it twice. Ryan: Was it clear? I tried to examine the evidence carefully. Rachel: Mostly. You assess the risks well, and you identify the main problem early. Ryan: Thanks. I also wanted to distinguish between short-term and long-term effects. Rachel: Good idea. But you interpret the results too quickly in the discussion. Ryan: Really? In my report I assert that the programme works, and the numbers seem to agree. Rachel: A strong claim needs strong proof, Ryan. Critics could easily refute it. Ryan: So I should substantiate my claim with more data? Rachel: Yes. Then you can refute the main criticism yourself. Ryan: Understood. I will examine the figures again and rewrite that section.
ترجمهی فارسی
ریچل: رایان، ممنون از گزارشت. دو بار خواندمش. رایان: روشن بود؟ سعی کردم شواهد را با دقت بررسی کنم. ریچل: بیشتر بخشها بله. ریسکها را خوب ارزیابی میکنی و مشکل اصلی را زود شناسایی میکنی. رایان: ممنون. میخواستم بین اثرهای کوتاهمدت و بلندمدت هم فرق بگذارم. ریچل: ایدهی خوبی است. ولی در بخش بحث، نتیجهها را خیلی سریع تفسیر میکنی. رایان: واقعاً؟ من در گزارشم با قاطعیت میگویم که برنامه جواب میدهد، و عددها هم با آن میخوانند. ریچل: یک ادعای قوی دلیل قوی میخواهد، رایان. منتقدان بهراحتی میتوانند آن را رد کنند. رایان: پس باید ادعایم را با دادهی بیشتر ثابت کنم؟ ریچل: بله. بعد خودت میتوانی انتقاد اصلی را رد کنی. رایان: متوجه شدم. دوباره عددها را بررسی میکنم و آن بخش را از نو مینویسم.
درسهای این بخش: موضوعهای آیلتس و آکادمیک (B2)
واژههای بیشتر میخواهی؟
واژههای این موضوع را با معنی فارسی، جملهی نمونه و مرور فاصلهدار در بخش «واژهها» داری؛ هر روز چند واژهی تازه و مرور واژههای قبلی.
- افعال تحلیل و استدلال ۴۰ واژه · B2