گرامر B2

remember، stop، try: ‎-ing یا to؟ وقتی معنی عوض می‌شود

Verbs that change meaning: -ing or to-infinitive

«یادم هست در را بستم» با «یادم باشد در را ببندم» فرق دارد؛ انگلیسی این فرق را با شکل فعل بعدی نشان می‌دهد: remember doing و remember to do. stop، try، regret، go on، mean و need هم همین‌طورند.

B2سطح
گرامرمهارت
۱۲′دقیقه
۱۴تمرین
ویژه نسخه‌ی آزمایشی؛ در حال بازبینی معلم

گام ۱ از ۵

شکل فعل بعدی معنی را عوض می‌کند

Verb+ ‎-ing+ to + فعل
rememberI remember seeing her at the bazaar. (کاری که انجام شده)Remember to buy some bread. (کاری که باید انجام شود)
forgetI'll never forget hearing that song for the first time. (خاطره)Don't forget to lock the gate. (کاری که باید انجام شود)
stopShe stopped talking. (کاری را قطع کرد)She stopped to answer the phone. (ایستاد تا کار دیگری بکند)
tryTry restarting your phone. (امتحان کن)I tried to lift the box, but it was too heavy. (تلاش کردم، ولی نشد)
regretI regret saying that. (از کار گذشته پشیمانم)We regret to announce a delay. (رسمی: متأسفیم که اعلام کنیم)
go onHe went on talking for an hour. (همان کار را ادامه داد)She went on to win the prize. (بعدش کار تازه‌ای کرد)
meanLearning a language means making mistakes. (یعنی / به دنبال دارد)I didn't mean to hurt you. (قصد نداشتم)

گام ۲ از ۵

remember، forget، regret: قبل یا بعد؟

یک راه ساده: با ‎-ing کار قبل از یادآوری یا فراموشی اتفاق افتاده است (خاطره)؛ با to + فعل کار هنوز باید انجام شود یا انجام نشده است (وظیفه). forget + ‎-ing تقریباً فقط در عبارت‌هایی مثل I'll never forget … ing می‌آید. regret + ‎-ing یعنی از کار گذشته پشیمانی؛ regret to + فعل رسمی است و برای اعلام خبر بد می‌آید (با say، tell، inform، announce).

  • I clearly remember posting the letter; I can even see the postbox.به‌روشنی یادم هست نامه را پست کردم؛ صندوق پست هم جلوی چشمم است.
  • Did you remember to post the letter?یادت بود نامه را پست کنی؟
  • I regret not studying harder at school.از اینکه در مدرسه بیشتر درس نخواندم پشیمانم.

گام ۳ از ۵

stop، try، go on، mean

stop + ‎-ing یعنی کاری را قطع کردن؛ stop + to + فعل یعنی کاری را قطع کردن تا کار دیگری بکنی (to اینجا برای هدف است). try + ‎-ing یعنی چیزی را برای دیدن نتیجه امتحان کردن؛ try + to یعنی تلاش کردن، مخصوصاً وقتی کار سخت است. go on + ‎-ing یعنی همان کار را ادامه دادن؛ go on + to یعنی بعدش کار تازه‌ای کردن. mean + ‎-ing یعنی «به دنبال دارد»؛ mean + to یعنی قصد داشتن.

  • Please stop shouting. I can hear you perfectly.لطفاً داد نزن. کاملاً صدایت را می‌شنوم.
  • We stopped to take photos of the mountains.ایستادیم تا از کوه‌ها عکس بگیریم.
  • If the website is slow, try clearing your browser history.اگر سایت کند است، تاریخچه‌ی مرورگرت را پاک کن (امتحان کن).
  • She worked as a waiter for two years and went on to open her own café.دو سال گارسون بود و بعد کافه‌ی خودش را باز کرد.
  • Missing the last bus means walking home.جا ماندن از آخرین اتوبوس یعنی پیاده به خانه رفتن.

گام ۴ از ۵

need to do یا need doing؟

need + to + فعل یعنی کسی باید کاری بکند: I need to wash the car. need + ‎-ing یعنی چیزی نیاز دارد که کاری روی آن انجام شود؛ معنی مجهول دارد و فاعل جمله چیزی است که کار روی آن انجام می‌شود: The car needs washing = The car needs to be washed. برای آدم‌ها که خودشان کار را انجام می‌دهند need to do می‌گوییم.

  • Your hair needs cutting.موهایت باید کوتاه شود.
  • These shoes need repairing before the winter.این کفش‌ها باید قبل از زمستان تعمیر شوند.
  • You need to see a doctor about that cough.باید برای آن سرفه به دکتر مراجعه کنی.

گام ۵ از ۵

دام فارسی‌زبان‌ها: یک «کردن»، دو معنی

۱. فارسی فرق «یادم هست انجام دادم» و «یادم باشد انجام بدهم» را با زمان فعل نشان می‌دهد، انگلیسی با شکل فعل بعدی؛ پس هر دو را با یک شکل ترجمه نکن. ۲. I stopped to smoke ✗ برای «سیگار را ترک کردم» غلط است؛ معنایش می‌شود «ایستادم تا سیگار بکشم». «ترک کردم» یعنی I stopped smoking. ۳. «سعی کردم» همیشه try to نیست: «امتحانش کن» در انگلیسی try + ‎-ing است. ۴. The room needs to paint ✗ ← The room needs painting یا The room needs to be painted؛ فاعل «اتاق» است و کار روی آن انجام می‌شود.

این درس ویژه‌ی مشترکان است.

کارت‌های آموزش بالا رایگان‌اند؛ برای تمرین‌ها اشتراک لازم است.

دیدن طرح‌ها

درس‌های این بخش: گرامر B2

  1. شرطی نوع سوم و شرطی ترکیبی
  2. حدس و استنتاج: must، might، can't (have)
  3. wish و if only: «کاش...»
  4. بند اسمی و جمله‌های It is…: «آنچه تعجبم را برانگیخت…»
  5. هرچه بیشتر، بهتر: The more…, the better
  6. به‌جای if: unless، as long as، in case و…
  7. آینده‌ی کامل و استمراری: will have done و will be doing
  8. فعل‌های گزارشی و گزارش مجهول: suggest، admit، is said to
  9. remember، stop، try: ‎-ing یا to؟ وقتی معنی عوض می‌شود
  10. حرف تعریف و تعیین‌کننده‌ها: the elderly، in hospital، all day