مهارت‌ها و واژگان B1

نوشتن: ایمیل دوستانه و یک داستان کوتاه

Writing: an informal email and a short story

یک ایمیل دوستانه با خبر و دعوت و یک پاراگراف داستان با شروع جذاب و پایان خوب می‌نویسی. اول دو نمونه را می‌خوانی و اجزایشان را کشف می‌کنی، بعد یک پیش‌نویس ضعیف را با نمونه‌ی قوی مقایسه می‌کنی، با تمرین‌های راهنمادار جمله‌های کلیدی را می‌سازی و آخر سر ایمیل و داستان خودت را می‌نویسی.

B1سطح
نوشتنمهارت
۱۸′دقیقه
۱۹تمرین
پلاس نسخه‌ی آزمایشی؛ در حال بازبینی معلم

گام ۱ از ۷

دو ژانر، دو خواننده، یک روش

ایمیل دوستانه برای کسی است که می‌شناسی: گرم، کوتاه و مرتب (خبر، جزئیات، سؤال یا دعوت). داستان برای سرگرم کردن خواننده است: صحنه، اتفاق، اوج و پایان. در هر دو، انگلیسی «نویسنده‌محور» است: خواننده نباید حدس بزند؛ هر پاراگراف یک کار مشخص دارد و ترتیب اتفاق‌ها با زمان فعل و کلمه‌های زمانی روشن است. روش این درس: نمونه را بخوان ← اجزایش را کشف کن ← با چارچوب راهنما تمرین کن ← متن خودت را بنویس.

گام ۲ از ۷

اجزای ایمیل دوستانه (نمونه‌ی ۱)

PartExample from Lucyنکته
OpeningHi Tom,Hi / Hello + اسم؛ Dear برای دوست صمیمی کمی رسمی است
Warm startSorry I haven't written for ages – it's been a crazy month!یک جمله، نه پاراگرافی از احوال‌پرسی
Main newsGuess what? I've got a new job.خبر اصلی در پاراگراف اول
DetailsThe only problem is that I've had to move.یک پاراگراف برای جزئیات
Invitation / requestHow about coming to visit me next month?How about + ‎-ing / You could …
Closing line + sign-offWrite back soon … Love, LucyLove / Cheers / Take care / Best wishes

گام ۳ از ۷

اجزای داستان کوتاه (نمونه‌ی ۲)

StageTenseExample
Scene: time, place, situationpast continuousIt was a cold, rainy evening, and I was waiting for the last train home.
Background: what happened beforepast perfectI had worked late, so I was tired and hungry.
Events in orderpast simple + time linkersWhen the train finally arrived, I found a seat … A few minutes later, I woke up.
Problem / surprisepast perfect + short sentenceI had missed my station!
Turning pointSuddenly, …Suddenly, I heard someone call my name.
Ending + feelingIn the end, …In the end, missing my station turned out to be the best part of my week.

گام ۴ از ۷

تحلیل نمونه با صدای بلند: چرا داستان دوم خوب کار می‌کند؟

  • It was a cold, rainy evening, and I was waiting for the last train home.جمله‌ی اول صحنه را می‌چیند: زمان (evening)، هوا (rainy) و موقعیت (was waiting). خواننده فوراً تصویر دارد.
  • The train had stopped, and the carriage was completely empty. I had missed my station!past perfect نشان می‌دهد این‌ها قبل از بیدار شدن اتفاق افتاده‌اند. جمله‌ی کوتاه با علامت تعجب، اوج داستان است.
  • Suddenly, I heard someone call my name.Suddenly فقط یک بار و درست سر نقطه‌ی چرخش آمده؛ اگر در هر جمله بیاید، اثرش از بین می‌رود.
  • In the end, missing my station turned out to be the best part of my week.پایان به اول داستان برمی‌گردد (missing my station) و احساس راوی را می‌گوید؛ داستان «بسته» می‌شود.

گام ۵ از ۷

پیش‌نویس ضعیف در برابر نسخه‌ی بهتر

Weaker draftBetterچه عوض شد؟
Dear my friend Tom, Hello. How are you? I hope you are fine and your family are fine.Hi Tom, Sorry I haven't written for ages – it's been a crazy month!شروع کوتاه و طبیعی؛ Dear my friend در انگلیسی غلط است
I want to tell you that I find a new job and I start it last week and everyone is friendly.Guess what? I've got a new job. I started last Monday, and everyone is really friendly.جمله‌های کوتاه‌تر، زمان درست، بدون زنجیره‌ی and
I wait for the train. The train come. I sleep.I was waiting for the last train home. When it finally arrived, I found a seat and closed my eyes.زمان گذشته، استمراری برای صحنه، کلمه‌ی زمانی
At the end I was happy.In the end, missing my station turned out to be the best part of my week.In the end (= سرانجام) و پایانی که به داستان وصل است

گام ۶ از ۷

دام‌های فارسی‌زبان‌ها در این دو ژانر

۱. احوال‌پرسی طولانی («امیدوارم حال شما و خانواده خوب باشد…») را ترجمه نکن؛ یک جمله کافی است. ۲. Dear my friend و Hello dear Tom غلط‌اند؛ بنویس Hi Tom یا Dear Tom. ۳. در داستان وسط روایت به زمان حال نپر («در را باز کردم و می‌بینم…» → I opened the door and saw…). ۴. جمله‌ها را با «و … و … و» به هم نچسبان؛ نقطه بگذار. ۵. At the end (+ of something) با In the end (سرانجام) فرق دارد. ۶. بعد از look forward to و How about فعل ‎-ing می‌آید.

گام ۷ از ۷

نوبت توست: متن خودت را بنویس

بعد از تمرین‌ها، در بخش «نوشتن» سایت دو متن بنویس: ۱) ایمیلی ۱۰۰ تا ۱۳۰ کلمه‌ای به یک دوست با یک خبر و یک دعوت. ۲) داستانی ۱۲۰ تا ۱۵۰ کلمه‌ای که با این جمله شروع شود: I'll never forget the day I got lost. قبل از فرستادن، خودت را بسنج: آیا ایمیل خبر اصلی را در پاراگراف اول گفته و با یک سؤال یا دعوت تمام شده؟ آیا داستان صحنه، اتفاق‌ها به ترتیب، یک نقطه‌ی چرخش و پایان دارد؟ آیا زمان‌ها گذشته‌اند و یک بار past perfect درست به کار رفته؟

متن درس: Two models: an email to a friend and a short story

MODEL 1: AN INFORMAL EMAIL Subject: Big news! Hi Tom, Sorry I haven't written for ages – it's been a crazy month! Guess what? I've got a new job. I'm working at a small travel company in Manchester, and I started last Monday. Everyone is really friendly, and I'm learning a lot. The only problem is that I've had to move. My new flat is tiny, but it's in a lovely area near a big park, and there's a great café on the corner. How about coming to visit me next month? You could stay for the weekend, and we could explore the city together. Let me know which dates are good for you. How are things with you? Write back soon and tell me all your news. Love, Lucy MODEL 2: A SHORT STORY The Last Train It was a cold, rainy evening, and I was waiting for the last train home. I had worked late, so I was tired and hungry. When the train finally arrived, I found a seat and closed my eyes. A few minutes later, I woke up with a shock. The train had stopped, and the carriage was completely empty. I had missed my station! I jumped off the train, but I didn't know where I was. Suddenly, I heard someone call my name. It was Ben, an old school friend I hadn't seen for years. He lived nearby, and he kindly drove me home. In the end, missing my station turned out to be the best part of my week.

ترجمه‌ی فارسی

نمونه‌ی ۱: لوسی به دوستش تام می‌نویسد که مدتی است ننوشته، در یک شرکت مسافرتی در منچستر کار تازه‌ای پیدا کرده و مجبور شده خانه‌اش را عوض کند؛ خانه‌ی جدید کوچک است ولی در محله‌ی قشنگی است. تام را برای یک آخر هفته دعوت می‌کند و از او می‌خواهد خبرهایش را بنویسد. نمونه‌ی ۲: راوی یک شب بارانی بعد از کار طولانی در قطار خوابش می‌برد، ایستگاهش را رد می‌کند و در جایی ناآشنا پیاده می‌شود؛ ناگهان دوست قدیمی مدرسه‌اش، بن، صدایش می‌زند و او را به خانه می‌رساند. در پایان، همین اتفاق بهترین بخش هفته‌اش می‌شود.

این درس ویژه‌ی مشترکان است.

کارت‌های آموزش بالا رایگان‌اند؛ برای تمرین‌ها اشتراک لازم است.

دیدن طرح‌ها پلاس چه چیزهایی را باز می‌کند؟

درس‌های این بخش: مهارت‌ها و واژگان B1

  1. گپ کوتاه (Small talk): شروع، ادامه و پایان مؤدبانه
  2. شنیدن: گفت‌وگوهای روزمره و برنامه‌هایی که عوض می‌شوند
  3. نظر دادن، موافقت و مخالفت مؤدبانه
  4. خواندن: داستان زندگی یک نفر (زمان‌های روایی در متن واقعی)
  5. شکایت مؤدبانه: I'm afraid there's a problem with…
  6. مصاحبه‌ی کاری: Tell me about yourself
  7. همنشینی‌ها: make، do، take، have
  8. نوشتن: ایمیل دوستانه و یک داستان کوتاه