cut
-ing cuttingpast cuthe/she/it cutspast participle cut
معنی cut به فارسی
۱بریدن۲کاهش دادن۳بریدگی
Meaning of cut
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 DIVIDE verb [T] A1
to use a knife or scissors to make something into smaller parts
فارسیبریدن
-
Cut the bread into small pieces.
نان را به تکههای کوچک ببُر.
همآیندها collocations- cut the bread
- cut into pieces
- cut your finger
-
-
2 REDUCE verb [T] A2
to make an amount, price or number smaller
فارسیکاهش دادن
-
The shop will cut its prices after the holiday.
فروشگاه بعد از تعطیلات قیمتهایش را کاهش میدهد.
-
-
3 WOUND noun [C] A2
a small opening in the skin made by something sharp
فارسیبریدگی
-
Tom has a small cut on his finger.
تام روی انگشتش یک بریدگی کوچک دارد.
واژههای تعریف sharp، skin
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با cut
- cut out (با قیچی) بریدن و جدا کردنافعال عبارتی: درس و یادگیری (B1)
- power cut قطع برقپست، ارسال و تعمیرات
- cut down on کم کردن (مصرف چیزی)افعال عبارتی: سلامت و ورزش (B1)
- cut back کم کردن (هزینه، مصرف)افعال عبارتی: خرید و پول (B1)
- cut up (به تکههای کوچک) بریدنافعال عبارتی: غذا و خوردن (B1)
- cut off قطع کردن (برق، آب، تلفن)افعال عبارتی: خرید و پول (B1)
- cut through (برای میانبر) از میان جایی گذشتنافعال عبارتی: سفر و حملونقل (B2)
- cut in (با ماشین) ناگهان جلوی کسی پیچیدنافعال عبارتی: سفر و حملونقل (B2)
۱۰ عبارت دیگر
- cut public spending کاهش مخارج دولتیحکومت و سیاستگذاری
- cut someone some slack کسی را بخشیدن، سخت نگرفتن، کمی ارفاق کردناصطلاحها: آدمها و روابط
- cut corners کار را سرسری انجام دادن؛ کیفیت یا ایمنی را فدای صرفهجویی کردناصطلاحها: کار و تلاش
- cut journey times زمان سفر را کاهش دادنحملونقل
- cut down (درخت) بریدن و انداختنافعال عبارتی: طبیعت و محیطزیست (B2)
- cut back on مصرف یا انجام ... را کم کردنسلامت
- cut your losses جلوی ضرر بیشتر را گرفتن؛ پیش از زیان بیشتر کنار کشیدناصطلاحها: پول و ارزش
- be cut out for استعداد و تناسب لازم برای ... را داشتنآموزش و تحصیل
- cut to the chase بیمقدمه سر اصل مطلب رفتناصطلاحها: نظر و بحث
- cut across (از مرز گروهها) عبور کردن، همهی گروهها را دربر گرفتنافعال عبارتی در نوشتار آکادمیک (C1)