point
معنی point به فارسی
۱امتیاز (در بازی و مسابقه)۲اشاره کردن۳نکته، حرف
Meaning of point
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 GAME SCORE noun [C] A1
a number you get in a game when you do something well, which is added to your total
فارسیامتیاز (در بازی و مسابقه)
-
Our team has ten points.
تیم ما ده امتیاز دارد.
همآیندها collocations- score a point
- three points
واژههای تعریف total
-
-
2 SHOW WITH FINGER verb [I] + at/to A2
to show where something is by holding out your hand or a finger toward it
فارسیاشاره کردن
-
Emma pointed at the big clock on the wall.
اما به ساعت بزرگ روی دیوار اشاره کرد.
-
-
3 IDEA IN TALK noun [C] A2
an idea or opinion that someone gives in a talk or when people argue
فارسینکته، حرف
-
Tom made a good point about the price of the tickets.
تام درباره قیمت بلیتها نکته خوبی مطرح کرد.
هممعنی view
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با point
- assembly point محل تجمع (در زمان اضطراری)اورژانس و ایمنی
- Could I just finish my point? اجازه میدهید حرفم را تمام کنم؟محل کار و جلسهها
- I see your point, but حرفتان را میفهمم، اما ...محل کار و جلسهها
- that's a fair point نکتهی درستی است؛ حرف منصفانهای میزنینظر دادن، موافقت و مخالفت
- I take your point, but … حرفت را قبول دارم، ولی …نظر دادن، موافقت و مخالفت
- I agree up to a point تا حدی موافقمنظر دادن، موافقت و مخالفت
- action points موارد اقدام (کارهایی که پس از جلسه باید انجام شود)محل کار و جلسهها
- the key point here is نکتهی اصلی اینجا این است کهزبان سخنرانی و سمینار
۱۷ عبارت دیگر
- valid point نکتهی درست و قابلقبولهمنشینی صفت + اسم: صفتی که انگلیسیزبانها کنار این اسم میگذارند
- going back to your earlier point برگردم به نکتهای که قبلاً گفتیدزبان سخنرانی و سمینار
- percentage point واحد درصدزبان نمودار و روند در Task 1
- From an economic point of view از نظر اقتصادی، از دید اقتصادیاقتصاد
- From a practical point of view, از نظر عملی، ...آموزش و تحصیل
- a turning point نقطهی عطف، لحظهای که روند تغییر میکنداصطلاحها: زمان، سرعت و تغییر
- Critics point out that منتقدان خاطرنشان میکنند که …شهرنشینی
- have a point حرف درستی زدن، در این مورد حق داشتناصطلاحها: نظر و بحث
- point out اشاره کردن به، گوشزد کردنافعال عبارتی در نوشتار آکادمیک (C1)
- point to (داده یا شواهد) نشان دادن، حاکی از (چیزی) بودنافعال عبارتی در نوشتار آکادمیک (C1)
- a case in point نمونهی بارز (که ادعا را مصداق میدهد)پیوندها و انسجام
- Supporters of advertising point out that طرفداران تبلیغات یادآوری میکنند که ...تبلیغات
- critics of … point out that منتقدان … خاطرنشان میکنند کهعبارتهای نوشتار آکادمیک: معرفی دیدگاه، احتیاط، امتیاز، شواهد و نتیجهگیری
- tipping point نقطهی بیبازگشت؛ نقطهی چرخشواژگان پیشرفتهی محیط زیست و جامعه
- valid as this point may be هرچند این نکته بجاستعبارتهای نوشتار آکادمیک: معرفی دیدگاه، احتیاط، امتیاز، شواهد و نتیجهگیری
- a case in point is نمونهی بارز آن … استعبارتهای نوشتار آکادمیک: معرفی دیدگاه، احتیاط، امتیاز، شواهد و نتیجهگیری
- a sticking point نقطهی اختلاف اصلی که پیشرفت را متوقف میکنداصطلاحها: نظر و بحث
خانوادهی واژه
- pointed
- pointless
- pointer