take
-ing takingpast tookhe/she/it takespast participle taken
معنی take به فارسی
۱بردن، (با خود) برداشتن۲طول کشیدن، زمان بردن۳بردن (کسی را به جایی)، رساندن
Meaning of take
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 CARRY WITH YOU verb [T] A1
to carry something with you when you go to a place
فارسیبردن، (با خود) برداشتن
-
Take an umbrella with you.
چتر با خودت ببر.
همآیندها collocations- take a photo
- take a bus
- take a shower
هممعنی carry متضاد leave
-
-
2 TIME NEEDED verb [T] A2
to need some time to do or finish something
فارسیطول کشیدن، زمان بردن
-
The trip to the city takes two hours by bus.
سفر به شهر با اتوبوس دو ساعت طول میکشد.
-
-
3 GO WITH SOMEONE verb ~ sb to + place A2
to go with someone to a place and help them get there
فارسیبردن (کسی را به جایی)، رساندن
-
Tom takes his sister to school every morning.
تام هر روز صبح خواهرش را به مدرسه میبرد.
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با take
- take off درآوردن (لباس)لباس و پوشاک
- Is that to eat in or take away? اینجا میخورید یا بیرونبر؟رستوران و کافه
- I'll take it همین را برمیدارم (میخرم).جملههای آمادهی روزمره: خرید، کافه، سفر، تلفن، هتل و دکتر
- Is this seat taken? این صندلی جای کسی است؟جملههای آمادهی روزمره: خرید، کافه، سفر، تلفن، هتل و دکتر
- Please take your laptop out of your bag لطفاً لپتاپتان را از کیف بیرون بیاوریدفرودگاه و پرواز
- Eat in or take away? اینجا میل میکنید یا بیرونبر؟جملههای آمادهی روزمره: خرید، کافه، سفر، تلفن، هتل و دکتر
- How long does it take? چقدر طول میکشد؟جملههای آمادهی روزمره: خرید، کافه، سفر، تلفن، هتل و دکتر
- Can I take a message? پیغامی دارید؟جملههای آمادهی روزمره: خرید، کافه، سفر، تلفن، هتل و دکتر
۳۲ عبارت دیگر
- take out (از داخل چیزی) بیرون آوردنافعال عبارتی: ضروریهای پایه (A2)
- take down (از جای بلند) پایین آوردن، برداشتنافعال عبارتی: خانه و روزمرگی (A2)
- take after (در ظاهر یا اخلاق) به یکی از والدین یا بستگان رفتنافعال عبارتی: روابط با دیگران (B1)
- take up (جا یا وقت) گرفتنافعال عبارتی: خانه و زندگی خانوادگی (B1)
- take away (ظرفها را) از روی میز برداشتن و بردنافعال عبارتی: غذا و خوردن (B1)
- take back پس بردن (کالا به فروشگاه)افعال عبارتی: خرید و پول (B1)
- What's your take on …? نظرت دربارهی … چیست؟نظر دادن، موافقت و مخالفت
- take in (چیزی را از بیرون) به داخل آوردنافعال عبارتی: خانه و زندگی خانوادگی (B1)
- take an exam امتحان دادنهمنشینهای make، do، take و have
- take medicine دارو خوردنهمنشینهای make، do، take و have
- take a break استراحت کوتاه کردنهمنشینهای make، do، take و have
- I take your point, but … حرفت را قبول دارم، ولی …نظر دادن، موافقت و مخالفت
- take part in شرکت کردن درهمنشینهای make، do، take و have
- take place برگزار شدن؛ رخ دادنهمنشینهای make، do، take و have
- take a risk ریسک کردن؛ خطر کردنهمنشینهای make، do، take و have
- The update is taking forever این بهروزرسانی تمام نمیشود! (خیلی طول میکشد)فناوری و اینترنت
- take responsibility مسئولیت پذیرفتنهمنشینهای make، do، take و have
- take notes یادداشت برداشتنهمنشینهای make، do، take و have
- take care of مراقبت کردن از؛ رسیدگی کردن بههمنشینهای make، do، take و have
- take shelter پناه گرفتن (از باران یا طوفان)هوا و رویدادهای طبیعی
- When can someone come and take a look? کی میشود کسی بیاید و نگاهی بیندازد؟پست، ارسال و تعمیرات
- How long will the repair take? تعمیر چقدر طول میکشد؟پست، ارسال و تعمیرات
- Take an umbrella, just in case چتر ببر، محض احتیاط.هوا و رویدادهای طبیعی
- Thank you for taking the time to see me ممنون که وقتتان را برای دیدن من گذاشتید.مصاحبهی شغلی و درخواست کار
- take it out on (عصبانیت یا ناراحتی را) سر کسی خالی کردنافعال عبارتی: احساسات و حال روحی (B1)
- take to (در همان ابتدا) از کسی یا چیزی خوشش آمدنافعال عبارتی: روابط با دیگران (B1)
- Don't take it personally به دل نگیر.روابط و احساسات
- take the lead رهبری را به عهده گرفتن، پیشقدم شدنمحل کار و جلسهها
- take on استخدام کردنافعال عبارتی: کار و حرفه (B2)
- take advantage of از ... بهره بردن؛ سوءاستفاده کردن ازهمنشینی فعل + اسم: ترکیبهایی که باید همینطور بگویید
- take over کنترل یا مسئولیت چیزی را به دست گرفتنافعال عبارتی: کار و حرفه (B2)
- take precautions احتیاط کردن، تدابیر احتیاطی اندیشیدنهمنشینی فعل + اسم: ترکیبهایی که باید همینطور بگویید