فهرست درسها
درسها
۱۲ درس، با توضیح کوتاه فارسی و تمرین فعال. درسهای بدون قفل رایگاناند. ترتیب پیشنهادی را در مسیر یادگیری ببین.
همنشینی و حرف اضافه (B1) واژگان و اصطلاحات
همنشینهای فعل + اسم: pay attention، catch a cold، break a rule ...
نه فعل پرکاربرد (give، pay، keep، catch، break، save، run، hold، reach) با اسمهای ثابتشان: give advice، pay …
حرف اضافهی همراه فعل و صفت: wait for، interested in، discuss (بدون about)
فعلها و صفتهایی که حرف اضافهی ثابت دارند (depend on، wait for، interested in، good at، married to)، فعلها…
دامهای واژگانی: eventually، actually، say/tell، bring/take ...
واژههایی که فارسیزبانها گاهی اشتباه به کار میبرند: eventually و actually (نه «احتمالاً» و «فعلاً»)، economi…
شروع افعال عبارتی: up واژگان و اصطلاحات
up (۱): بالا رفتن و بیشتر شدن
پرکاربردترین حرف افعال عبارتی، با دو معنی اول up: حرکت به بالا (get up، pick up) و افزایش (go up، turn up، sp…
up (۲): بزرگ شدن، مطرح شدن، راه انداختن
پنج فعل دیگر با up: بیشتر شدن (grow up، cheer up)، پیدا شدن و مطرح شدن یک موضوع (come up، bring up) و سرپا کر…
up (۲): تا ته، کامل، تمام
up فقط «بالا» نیست؛ خیلی وقتها یعنی «کامل و تا ته»: use up، fill up، clean up، و در معنی مجازی give up، end …
افعال عبارتی B1 واژگان و اصطلاحات
out (۱): بیرون رفتن، خارج شدن، تمام شدن
out یعنی «از داخل به بیرون». از معنی تحتاللفظی (go out، get out of، take out) به «بیرون رفتن از یک گروه» (dr…
out (۲): فهمیدن، حل کردن، کامل انجام دادن
out یعنی «از پنهان به آشکار»: find out، figure out، work out، point out، turn out. بهترین گروه برای تمرین جای…
off: جدا شدن، قطع و لغو، راه افتادن
off یعنی «جدا از سطح یا از چیزی». از جدا شدن فیزیکی (take off، get off) به قطع و توقف (turn off، cut off، cal…
on: ادامه دادن، پوشیدن و روشن کردن
on یعنی «روی چیزی و در تماس با آن». از معنی تحتاللفظی (put on، try on، get on) به «روشن بودن» (turn on) و «ا…
down: پایین آمدن، کم شدن، از کار افتادن، ثبت کردن
down یعنی «به سمت پایین». از حرکت فیزیکی (sit down) به کاهش (go down، slow down، calm down، turn down، cut do…
back: برگشتن، پس دادن، به گذشته
back یعنی «برگشت به جای یا حالت قبلی». برگشتن آدم (come back، go back، get back)، برگشتن چیزها (give back، br…