فهرست درسها
درسها
۲۷ درس، با توضیح کوتاه فارسی و تمرین فعال. درسهای بدون قفل رایگاناند. ترتیب پیشنهادی را در مسیر یادگیری ببین.
شروع واژهآموزی (A2 تا B1) واژگان و اصطلاحات
دانستن یک واژه یعنی چه؟ روشهای درست یادگیری لغت
دانستن واژه یعنی دانستن شکل، معنی و کاربرد آن. یاد میگیری واژه را در تکه و جمله حفظ کنی، مرور فاصلهدار را ب…
خانوادهی واژه: پیشوند و پسوند (un-، re-، -ful، -less ...)
از یک واژه چند واژهی تازه بساز: happy، unhappy، happiness، happily. پیشوندهای un-، re-، dis-، in-/im- و پسون…
اولین افعال عبارتی: حرکت و کار با دست (sit down، put on، turn off ...)
افعال عبارتی با معنی تقریباً تحتاللفظی: sit down، stand up، get up، come in، go out، put on، take off، turn o…
همنشینی و حرف اضافه (B1) واژگان و اصطلاحات
همنشینهای فعل + اسم: pay attention، catch a cold، break a rule ...
نه فعل پرکاربرد (give، pay، keep، catch، break، save، run، hold، reach) با اسمهای ثابتشان: give advice، pay …
حرف اضافهی همراه فعل و صفت: wait for، interested in، discuss (بدون about)
فعلها و صفتهایی که حرف اضافهی ثابت دارند (depend on، wait for، interested in، good at، married to)، فعلها…
دامهای واژگانی: eventually، actually، say/tell، bring/take ...
واژههایی که فارسیزبانها گاهی اشتباه به کار میبرند: eventually و actually (نه «احتمالاً» و «فعلاً»)، economi…
شروع افعال عبارتی: up واژگان و اصطلاحات
افعال عبارتی چیستند و چرا اینقدر مهماند؟
فعل + حرف کوچک (up، off، back…) = معنی تازه. جای ضمیر (turn it off، نه turn off it)، جداشدنی و جدانشدنی، و ای…
up (۱): بالا رفتن و بیشتر شدن
پرکاربردترین حرف افعال عبارتی، با دو معنی اول up: حرکت به بالا (get up، pick up) و افزایش (go up، turn up، sp…
up (۲): بزرگ شدن، مطرح شدن، راه انداختن
پنج فعل دیگر با up: بیشتر شدن (grow up، cheer up)، پیدا شدن و مطرح شدن یک موضوع (come up، bring up) و سرپا کر…
up (۲): تا ته، کامل، تمام
up فقط «بالا» نیست؛ خیلی وقتها یعنی «کامل و تا ته»: use up، fill up، clean up، و در معنی مجازی give up، end …
افعال عبارتی B1 واژگان و اصطلاحات
out (۱): بیرون رفتن، خارج شدن، تمام شدن
out یعنی «از داخل به بیرون». از معنی تحتاللفظی (go out، get out of، take out) به «بیرون رفتن از یک گروه» (dr…
out (۲): فهمیدن، حل کردن، کامل انجام دادن
out یعنی «از پنهان به آشکار»: find out، figure out، work out، point out، turn out. بهترین گروه برای تمرین جای…
off: جدا شدن، قطع و لغو، راه افتادن
off یعنی «جدا از سطح یا از چیزی». از جدا شدن فیزیکی (take off، get off) به قطع و توقف (turn off، cut off، cal…
on: ادامه دادن، پوشیدن و روشن کردن
on یعنی «روی چیزی و در تماس با آن». از معنی تحتاللفظی (put on، try on، get on) به «روشن بودن» (turn on) و «ا…
down: پایین آمدن، کم شدن، از کار افتادن، ثبت کردن
down یعنی «به سمت پایین». از حرکت فیزیکی (sit down) به کاهش (go down، slow down، calm down، turn down، cut do…
back: برگشتن، پس دادن، به گذشته
back یعنی «برگشت به جای یا حالت قبلی». برگشتن آدم (come back، go back، get back)، برگشتن چیزها (give back، br…
افعال عبارتی B2 و مرور واژگان و اصطلاحات
over و away: مرور، کنترل، پشت سر گذاشتن / دور شدن و حذف
over یعنی «از روی چیزی به آن طرف»: come over، go over، take over، get over. away یعنی «دور از اینجا»: go away…
in و through: وارد شدن، تحویل دادن، کوتاه آمدن / از سر گذراندن
in یعنی «به داخل»: come in، check in، move in، و مجازیتر hand in، fill in، give in، fit in. through یعنی «از…
مرور ترکیبی: کدام حرف؟
همهی حرفها کنار هم: turn up / down / off / out / over، put on / off، take off، give up / back، go off و set…
دقت واژگان (آیلتس) واژگان و اصطلاحات
دقت مهمتر از «کلمهی قلنبه»
کلمهی کمیابی که اشتباه به کار رود نمره را پایین میآورد، نه بالا. یاد بگیر بهجای get، make و show فعل دقیقی…
همنشینها: کدام کلمه با کدام کلمه میآید؟
همنشین (collocation) یعنی کلمههایی که انگلیسیزبانها با هم به کار میبرند: heavy rain، نه strong rain. یاد …
بازنویسی صورت سؤال (Task 2 و Reading)
در مقدمهی Task 2 باید سؤال را با کلمات خودت بگویی، و در Reading جواب معمولاً با کلمات دیگری در متن آمده است. …
واژهی دقیق برای روند در Task 1
plummet برای سقوط بزرگ است و dip برای افت کوچک؛ اگر شدت کلمه با عدد نمودار نخواند، دقتت زیر سؤال میرود. در ا…
موضعگیری و احتیاط با تکههای آماده
موضعت باید روشن باشد، ولی هر ادعا به اندازهی شواهدش. با تکههایی مثل there is little doubt that، I would arg…
امتیاز دادن و تقابل: admittedly، that said، even so
استدلال پخته اول نکتهی درست طرف مقابل را میپذیرد و بعد برمیگردد. تکههای امتیاز و تقابل را یاد بگیر و سه خ…
اصطلاح در Speaking: کی بله، کی نه
یکی دو اصطلاح طبیعی و درستجا جواب را زنده میکند؛ اصطلاح کلیشهای، قدیمی یا بیربط اثر عکس دارد. یاد بگیر کد…
مرور ترکیبی: واژگان دقیقتر
مرور همهی درسهای این واحد در یک جا: فعل دقیق، همنشین، قید تشدید، زبان روند، موضعگیری، امتیاز دادن و اصطلاح…